وسوسه های شیطانی و راه های مقابله با آن از دیدگاه قرآن کریم - ایزدی، عباس - الصفحة ٦٤ - بحث دوم رابطه افکار شیطان با افکار انسان
دانستنِیها به ندانستنِیها پِی مِیبرد و بعد از آن عقل مِیگوِید چه کارِی خوب است و باِید انجام داد و چه کارِی بد است و باِید ترک شود.
همان طور که در منطق خواندهاِیم علوم و ادراکات دو قسماند، ضرورِی و بدِیهِی و کسبِی و نظرِی. بعضِی علوم احتِیاج به فکر و نظر ندارند مثل اِین که مِیگوِیِیم آتش گرم است اما بخشِی از علوم درکشان احتِیاج به نظر و فکر دارد و باِید دانستنِیها را تنظِیم کنِیم تا به مجهولات برسِیم. علماِی منطق در تعرِیف فکر مِیگوِیند:
«الفکر ترتِیب امور معلومه للتأدِّی الِی امر مجهول[١]؛ فکر ترتِیب دادن امور معلوم است براِی رسِیدن به امر نامعلوم».
فکر و اندِیشه ِیک نعمت خدادادِی است که در عرف و عادت مردم هم از آن زِیاد استفاده مِیشود مثلاً ِیک کاسب فکر مِیکند چه چِیزِی را بخرد بِیاورد براِی فروش. با خود مِیگوِید اِین جنس فصلش الان است و مشترِی زِیاد دارد و هر چِیزِی مشترِی داشت استفاده دارد پس خوب است فلان جنس را براِی فروش تهِیه کنم.
حالا که فکر عبارت شد از تنظِیم دانستنِیها در دستگاه ادراک براِی رسِیدن به مجهولات به آن دانستنِیها و اندوختههاِی ذهنِی مبادِی فکرِی مِیگوِیند و در اصطلاحِ منطق، موّادِ تشکِیلدهندهِی صغرِی و کبرِی هستند و ِیا در باب شناخت ماهِیت اشِیاء از آنها به جنس و فصل نام برده مِیشود لذا قواِی ادراکِی ما فعالِیت مِیکنند و چِیزِی را معلوم مِیسازند و نظرِی را اتخاذ مِیکنند و اِینها همه از راه مبادِی و تنظِیم آنهاست و اِین مبادِی را گاهِی خود ما از راه حسِ تجربَه به دست آوردهاِیم مثل تصدِیق به اِین که قند شِیرِین است که در اِین مطلب هِیچ احتِیاجِی به فکر و مشورت نِیست و ِیا مِیگوِیِیم آتش مِیسوزاند.
[١]. منطق مظفر، مقدّمه.