وسوسه های شیطانی و راه های مقابله با آن از دیدگاه قرآن کریم - ایزدی، عباس - الصفحة ٢٤٢ - حقیقت وحی و غریزه
مربوط به تجربه نِیست و جنبهِی مادِی ندارد و خارقالعاده است، آن وقت البته چنِین کسِی باِید ِیک علامتِی که خارج از عادت باشد بِیاورد.
علامه طباطبائِیS مِیفرماِید:
بنابراِین: الاعجاز دلِیلٌ علِی صدق مدعِی النّبوه فِی ادعاء النبوه؛ معجزه آوردن دلِیلِی است بر صدق ادعاکننده نبوت بر صدق اِین ادعا.
از مباحث گذشته نتِیجه مِیگِیرِیم که وحِی به منزله غرِیزه نِیست تا انسان در مراحل ابتداِیِی به آن نِیازمند باشد و هداِیت عقل تجربِی نمِیتواند جانشِین هداِیت وحِی شود و نِیاز به وحِی همِیشه باقِی است و ختم نبوت رسِیدن بشر به مرحله خودکفاِیِی نِیست و ختم نبوت و انقطاع وحِی به معنِی کامل شدن دِین اسلام است که بشر براِی همِیشه به آن نِیازمند است.
حقِیقت وحِی و غرِیزه
عرض شد اقبال لاهورِی نظرِیهاِی در باب وحِی داده است که به اصطلاح وحِی را از قبِیل غرِیزه گرفته و گفته است وقتِی عقل تکامل پِیدا کرد غرِیزه حکمش رو به ضعف مِیرود و از حاکمِیت مِیافتد و کارش را عقل انجام مِیدهد و قبلاً بِیان شد اِین سنخ ادراکات انبِیاF از قبِیل غرِیزه نِیست تا با خاتمه ِیافتن وحِی کار عقل شروع شود و اِین فرماِیشات اقبال لاهورِی را در رابطه با اِین مطلب مِیخواهِیم بگوِیِیم درست نِیست و همان طور که آقاِی مطهرِی مِیفرماِید: اِین که اقبال وحِی را از نوع غرِیزه دانسته است خطاست و همِین جهت مورد اشتباهات دِیگر اقبال لاهورِی شده است و غرِیزه همان طور که اقبال خود توجه دارد ِیک خاصِیت صددرصد طبِیعِی و غِیراکتسابِی و ناآگاهانه و نازلتر از حس و عقل است که دِیروز ِیک مثالِی زدِیم مثلاً بچه همان وقتِی که تازه به دنِیا آمد تا اِین که پستان به دهانش گذاشته مِیشود شروع به مکِیدن مِیکند و اِین به حکم