وسوسه های شیطانی و راه های مقابله با آن از دیدگاه قرآن کریم - ایزدی، عباس - الصفحة ١٧٨ - قوه خیال
جداست و ما نسبت به آن علم دارِیم. منشأ اِین علم ما، ادراکات ما بوده است. ِیعنِی ما حس داشتهاِیم. چشم داشتهاِیم، نگاه کردهاِیم و نسبت به خانه خود علم پِیدا کردهاِیم. اهل منطق و فلسفه مِیگوِیند اِین صورتها به واسطه احساسات و ادراکات در «حس مشترک» واقع مِیشوند و از آنجا به «قوه خِیال» مِیروند و در «قوه خِیال و حافظه» باقِی مِیمانند. مجموعه اِین مراحل، علم ما به خانه خود را تشکِیل خواهد داد. به همِین دلِیل الان صورت خانه هر کدام از ما در ذهن خود اوست. ِیا مثلاً دوستانِی را که دِیدهاِیم و حالا اِینجا نِیستند، صورتشان در ذهن ما هست. اِین علم ما به آن چِیزِی که خارج از وجود ماست به واسطه اِین صورتِی است که از آن در دستگاه ذهن ماست.
اِین نوع علم ما به اجزاِی جداِی از وجودمان را که از راه صورت نسبت به آنها علم دارِیم «علم حصولِی» مِیگوِیِیم.
قوه خِیال
خداوند از ابتدا که ما را خلق فرمود، ما هِیچ چِیزِی نمِیدانستِیم. قلب هر انسانِی در ابتداِی تولد مثل ِیک لوح سفِید است که هِیچ چِیزِی روِی آن نوشته نشده باشد. کودک در ابتداِی تولد، به واسطه برخوردارِی از احساسات و ادراکات به تدرِیج با اشِیاء پِیرامون خود تماس پِیدا کرده و آنها را حس مِیکند و رفتهرفته از قوه خِیال برخوردار مِیگردد. طفل در ابتداِی تولد حتِی قوه خِیال هم ندارد. پدر و مادرش را مِیبِیند ولِی تا دو سه ماهش نشود نمِیتواند صورت آنها را از دِیگران تشخِیص و تمِیِیز دهد. لذا اگر ِیک زن دِیگر او را به بغل بگِیرد احساس غرِیبِی نمِیکند اما پس از دو سه ماه بنا مِیکند احساس غرِیبِی کند مثل اِینکه کمکم مِیشناسد در اِین مرحله است که طفل قوه تخِیّل هم پِیدا کرده است و چهره پدر و مادر در ذهن او نقش بسته است. انسان وقتِی قوه تخِیل پِیدا کرد، صورتها در ذهنش باقِی مِیماند.