وسوسه های شیطانی و راه های مقابله با آن از دیدگاه قرآن کریم - ایزدی، عباس - الصفحة ٨٧ - ملکات از سنخ علم راسخاند
اگر کسِی چنِین علمهاِیِی که به حد رسوخ و ثبات و ملکه رسِیده است، داشت مِیگوِیند علمش به سر حد ملکه رسِیده و به زودِی قابل زوال نِیست.
اخلاق خوب و بد نِیز از سنخ ادراکات ثابت است آن وقت همانطور که گفتِیم گاهِی کار بد مِیکنِیم بواسطه ِیک فکر خطائِی که دارِیم و اِین حالت که رفع شد حالت بعدِی با ادراکات جدِید مِیآِید در اِین صورت اگر ملکه ما فرضاً ملکه ترس باشد و ما انسان ترسوِیِی باشِیم با خود مِیگوِیِیم سرت درد مِیکند در اِین کارها پرزحمت وارد نشو مگر سرت درد مِیکند چرا در شلوغِیها وارد مِیشوِی؟
اِین فکرهاِی اِینجورِی در انسان ترسو رسوخ کرده است و تا ِیک فرد شجاعِی بشود خِیلِی کار دارد اما کسِی که ملکه شجاعت دارد همِیشه علمها و ادراکات راسخ و ثابت او سبب اقدام به کارهاِی مهم مِیشود و نِیز کسِی که ملکه تقوِی دارد و از طرفِی با هِیجان شهوت ممکن است گاهِی بِیتقواِیِی کند ولِی بلافاصله پشِیمان مِیشود و کسِی که عدالت ملکه او شده است و علم راسخ او شده است معموملاً از گناه و معصِیت دورِی مِیکند اما باز در اثر غلبهِی هواِی نفس ممکن است مرتکب گناهِی بشود اما سرِیعاً نادم مِیشود و توبه مِیکند.
ملکه عصمت، علم راسخ
در اِینجا به اِین نتِیجه مِیرسِیم که عصمت نِیز ِیک ملکهاِی است از سنخ علم راسخ و پابرجا که رِیشه در اعماق وجود و روح شخص معصوم دارد ولِی فرقش با ساِیر ملکات نفسانِی و علوم راسخه اِین است که شخص معصوم به قدرِی درجه علم و ادراک و معرفتش کامل است و به سرحدِی از تقوا و اراده قوِی رسِیده است که با چنِین علم راسخِی دِیگر معقول نِیست گناه و معصِیت کند و مقتضِیات شهوت و غضب نمِیتوانند عنان اختِیار را از دستش بگِیرند. البته نه اِین که مجبور به عصمت و پرهِیز از گناه باشد بلکه با علم و ِیقِین و اراده و تقواِی خودش بر هواِی نفس و شهوت و غضب غالب مِیشود.