وسوسه های شیطانی و راه های مقابله با آن از دیدگاه قرآن کریم - ایزدی، عباس - الصفحة ١٩٩ - دو نکته
محقق شرِیف مِیگوِید:
بنگر حکمت بارِی تعالِی را (که حس مشترک که ادراک صورتها را مِیکند) آن را مقدّم داشته در جلو مغز انسان و پهلوِی آن خزانه (خِیال) را نهاده و مدرک معانِی جزئِیه (واهمه) را در آخر قرار داده که معانِی را با صورتها ترکِیب کند و ِیا در صورتها تصرّف کرده چِیزِی از آنها کم کند و ِیا بر آنها بِیفزاِید.
حکِیم سبزوارِی در اسرارالحکم مِینوِیسد:
مدرک و حافظ معانِی و صورتها شش چِیز است ١. مدرک معانِی کلِیه که عاقله نام دارد و مدرک معانِی جزئِیه، وهم است و حافظ معانِی جزئِیه حافظه است و مدرک صورتهاِی جزئِیه حس مشترک نام دارد و حافظ صورتها قوه خِیال مِیباشد و متصرف در معانِی و صورتها به ترکِیب و جدا کردن از ِیکدِیگر، متخِیله (متفکره) است[١].
دو نکته
نکته ١. چون فلاسفه و اطبّا براِی هر ِیک از قواِی باطنِی نفس از قبِیل حافظه و واهمه و... محلِّی در مغز انسان ِیافتند ناچار شدند قوه عاقله را که محل جسمانِی ندارد، همان نفس ناطقه بدانند لذا قواِی باطنِی نفس را منحصر به پنج نوع دانستند و الّا قوه عاقله نِیز ِیکِی از قواِی نفس است. که درک معانِی کلِیه مِیکند مثل اِین که مِیگوِیِیم انسان حِیوان ناطق است، عدالت خوب است و مثل:
|
مردِی نبود فتاده را پا
زدن |
گر دست فتادهاِی بگِیرِی مردِی [١]. با تلخِیص از صفحه ٢٢٣، اسرارالحکم. |
|