وسوسه های شیطانی و راه های مقابله با آن از دیدگاه قرآن کریم - ایزدی، عباس - الصفحة ٢٣٧ - عقل تجربی و نیاز به وحی
بشرِ دورهِی خاتمِیت نِیز با اعلام ختم نبوت گواهِینامه پاِیان تحصِیلات و بِینِیازِی از تحصِیل کلاسِیک را گرفته و خود مستقلاً با مطالعه طبِیعت و تارِیخ به تحقِیق و اجتهاد مِیپردازد ِیعنِی از اِین پس ختم نبوت است ِیعنِی رسِیدن بشر به مرحله خودکفاِیِی که بدون شک اِینگونه تعبِیر از ختم نبوت غلط است نتاِیج اِینگونه تفسِیر از ختم نبوت چِیزهاِیِی است که نه براِی اقبال قابل قبول است نه براِی کسانِی که اِین نتِیجهگِیرِی را از سخن اقبال کردهاند.
عقل تجربِی و نِیاز به وحِی
ثانِیاً اگر نظرِیه اقبال درست باشد باِید با تولد عقل تجربِی آن چِیزِی را که اقبال آن را تجربه درونِی مِینامد، مکاشفات اولِیاءالله نِیز پاِیان ِیابد چون فرض بر اِین است که اِین امور از نوع غرِیزه است و با ظهور عقل تجربِی غرِیزه که راهنماِیِی از بِیرون است، فروکش مِیکند و حال آن که خود اقبال تصرِیح مِیکند که تجربه باطنِی براِی همِیشه باقِیست و از نظر اسلام تجربه درونِی ِیکِی از منابع سهگانهِی معرفت است آن وقت در منابع شناخت ِیکِی همان تجربه درونِی است که اسمش را مِیگذارند مشاهده که ما اِین روزها مِیخواستِیم عرض کنِیم اصل همِین علم فکرِی هم طبق تحقِیق باِید در مرحله اول برسد به شهود و آن شهود است که تبدِیل به علم حصولِی مِیشود.
مرحوم مطهرِی مِیفرماِید: «اقبال شخصاً گراِیش عرفانِی شدِیدِی دارد و به الهامات معنوِی سخت معتقد است او خود مِیگوِید اِین اندِیشه به آن معنا نِیست که تجربه باطنِی که از لحاظ کِیفِیت تفاوتِی با تجربه پِیغمبرانه ندارد اکنون دِیگر از آن که واقعِیتِی حِیاتِی باشد منقطع شده باشد قرآن انفس و آفاق را منابع علم و معرفت مِیداند.