وسوسه های شیطانی و راه های مقابله با آن از دیدگاه قرآن کریم - ایزدی، عباس - الصفحة ٥٥ - قوّهی دعوت کننده به خیر و شر و منشأ آن
قوّهِی دعوت کننده به خِیر و شر و منشأ آن
آن قوّه دعوت کننده به شر و بدِی نامش ابلِیس (پدر شِیاطِین جن و انس) است که در عالم وجود دارد مقابل قوه دعوتکنندهِی به خِیرات و خوبِیها که نامش مَلَک (فرشته) است و در مقام اختِیار و سنجش و مقاِیسه بِین فعل و ترک، شِیطان هر جنبهاِی را بخواهد با تزِیِین و توجِیه خود تقوِیت مِیکند و باعث ترجِیح انسان مِیشود و به حکم عقل و دِین و وجدان توجّهِی نمِیکند.
وسوسههاِی شِیطانِی در واقع سر از طبِیعت خود انسان درمِیآورد و تا زمِینه گناه و انحراف و منشأ آن مثل شهوت و غضب در وجود انسان نباشد، شِیطان طمع نمِیکند مثلاً ِیک بچه دو سه ساله را که هنوز حس شهوت جنسِی ندارد نمِیشود تحرِیک کرد به زنا چون مبدأ و منشأ اِین کار در او نِیست او شهوت ندارد مثلاً از آنجاِیِی که بچه شِیرِینِی را دوست دارد وقتِی ِیک تکه نمک را عوض حبّه قند دستش بدهِیم فوراً مِیگذارد در دهانش چون از ِیک طرف حس ذائقه دارد که قبلاً با شِیرِینِی برخورد کرده و الان قند به کامش خوش مِیآِید و چون ذائقهاش مکِیّف به کِیفِیت شِیرِینِی شده از آن لذت مِیبرد و اِین کِیفِیت در قوّه خِیالش محفوظ است هر چند قوه خِیال او که مخزن صورتهاِی تصور شده و کِیفِیتهاِی نفسانِیه است، ضعِیف مِیباشد و کمکم قوّه خِیالش مثل ساِیر قواِی نفسانِی او رشد مِیکند و فعلاً چون صورت شِیرِینِی و لذّت مخصوص آن در ذائقهاش وجود دارد، غِیر شِیرِینِی را به جاِی شِیرِینِی تصور مِیکند و چون صورت حسنهِی شِیرِینِی در ذائقهاش هست ما او را فرِیب مِیدهِیم و به جاِی قند نمک دست او مِیدهِیم و وقتِی چشِید متوجه اشتباه خود مِیشود.
پس فرِیب و خدعه اِین است که معناِی بد و ناپسند را زِینت داده و توجِیه نموده به طورِی که انسان در مقام عمل و اختِیار فرِیب آن را خورده و چون از گناه و معصِیت معصوم نِیست تحت تأثِیر القائات شِیطانِی قرار مِیگِیرد. همان طور که ملائکه مصون از گناه هستند و معصوماند چون مبدأ معصِیت در آنها نِیست و