وسوسه های شیطانی و راه های مقابله با آن از دیدگاه قرآن کریم - ایزدی، عباس - الصفحة ١٨٩ - رؤیت قلبی
عرف مردم مِیپندارند که مصداق لفظ «نور» تنها نور آفتاب است ِیا نور مهتاب ِیا نور چراغ. در حالِی که وقتِی قرآن مِیفرماِید:
)اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ(؛ مراد نور وجود خداوند است.
نورِی که غِیر از اِین نورهاِی محسوس است اما با اِین وجود اِین لفظ «نور» نِیز در معنِی حقِیقِی خود به کار رفته است. به اِین معنِی که نورِی هم وجود دارد که با چشم سر نمِیتوان دِید بلکه با چشم دل باِید درک کرد و آن نور خداوند است ما مِیگوِیِیم کلمه «نور» در اِین آِیه مجاز نِیست بلکه نور در معنِی حقِیقِی خود به کار رفته است.
در معنِی نور مِیگوِیند: «ظاهر بنفسه مظهر لغِیره»؛ نور حقِیقتِی است که خودش ظاهر است و اشِیاء دِیگر را نِیز آشکار مِیسازد. لذا وجود خداوند هم مصداق اِین تعرِیف بلکه اصل آن است. بنابراِین کاربرد نور در مورد خداوند مجاز نِیست.
رؤِیت قلبِی
دربارهِی «رؤِیت» هم ممکن است کسِی بگوِید «رؤِیت» به عربِی و «دِیدن» به فارسِی مکشوف بودن شِی به نحو حضور است فقها با دِید عرفِی مصداق «دِیدن» را تنها همِین دِیدن ظاهرِی با چشم سر مِیدانند در حالِی که اگر دقِیقتر نگاه کنِیم متوجه مِیشوِیم که مصداق واقعِی و اصلِی «دِیدن و رؤِیت» آن ِیافتِی است که ما از خود و از قواِی خود دارِیم. اِین نوع دِیدن و رؤِیتِ ما اشدّ مراتب رؤِیت است که «ِیافتن و شهود» نام دارد. پس اِین که ما رؤِیت را تنها به دِیدن ظاهرِی اطلاق کنِیم، صحِیح نِیست.