روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) - حسينى طهرانى، سید محمد حسين - الصفحة ٣ - مدخل
مدخل
هُوَ العَليمُ الحَكيمُ
اى نور مطلق! و اى روح مجرّد! اى حَدّاد! تو پيوسته دريائى بودى كه بر طالبان حقيقت و پويندگان سُبُل سلام، از سرشارى و فَيَضان و مَلآن خود ريزش مىنمودى!
امواج اين درياى ژرف و بى كرانه، توحيد و معرفت بود؛ و مواليد و فرآوردههاى آبهاى فراوان آن، حجّت و برهان، روشنائى و ايقان، كشف و شُهود، و بصيرت و إتقان (كه چون دريا موج ميزد و با آن، نور و علم، روشنى و ايضاح، بينائى و عرفان نمودار مىشد و واقعيّتش را بر جويندگان راه حقّ و سالكان سبيل فناء و اندكاك در ذات اقدس احديّت نشان ميداد
.) حِلم و بردبارى، صبر و شكيبائى، تحمّل و استقامت، و تمكّن در شدائد و مصائب، در حكم دو كناره و دو ساحل اين شطّ وسيع و درياى عريض بود كه حافظ و نگهبان و پاسدار و مرزبان اين درياى موّاج و پر خروش و سرشار از علمت بود كه نمىگذاشت آبها بيرون بريزد، و كثرت علم طغيان كند، و زمام از دست برود، و گفتارى يا كلامى را ما فوق طاقت اهل عالم بر آنان تحميل نمايد.
و آنچه در زمره جواهرات و اشياء نفيسه و درّ و مرجان و مرواريد اين دريا به شمار مىآمد و گوهر گرانبهاى حاصل اين بحر عميق بود، همانا تقوى و طهارت و نور و عرفان بود كه بر جهان انسانيّت به عنوان صافىترين ارمغان ملكوتى ارزانى ميشد
. فَالسَّلامُ عَليكَ يَومَ وُلِدْتَ وَ يَومَ مُتَّ وَ يَومَ تُبْعَثُ حَيًّا.