روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) - حسينى طهرانى، سید محمد حسين - الصفحة ٦٨٨ - خطبه أمير المؤمنين
«پاك و پاكيزه و مقدّس و منزّه ميباشى تو بار پروردگارا! كدام چشمى است كه بتواند بايستد و پايدار باشد در مقابل بهاء و حسن و ظرافت نور تو، و بالا برود به سوى تابش إشراق قدرت تو؟! و كدام فهمى است كه بفهمد جلوتر از آنرا؟! مگر چشمهائى كه تو از روى آنها پرده برانداختى، و از آنها حجابهاى جهالت و غوايت و كبر و ضلالت را پاره نمودى!
بنابراين، بالا رفت جانهايشان به سوى بالها و جناحهاى ارواح قُدس. پس تكلّم كردند با تو در پنهانى، و مناجات كردند در اركان و اسماء كلّيّه ات (كه بدانها عوالم را ايجاد فرمودى) و داخل شدند در ميان انوار بهاء جمال و جلالت، و نگريستند از نردبان خاك و محلّ ارتقاء تربت پاك به سوى مكان گسترده (بام) كبرياى تو.
پس آنان را اهل ملكوتت زائران و به لقاء پيوستگان ناميدند، و اهل جبروتت مقيمان و ساكنان حضرتت خواندند.»
در اين خطبه رشيق المضمون و دقيق المحتوى مىبينيم كه حضرت، حقيقت مقام عرفان به ذات احديّت خدا را بواسطه رفع حُجُب، براى طبقه خاصّى از اولياى مقرّبين و مُخْلَصين خدا متحقّق ميداند. و خداوند گروه مخصوصى از زمره عباد صالحين خود را به حقيقت معرفت خود ميرساند، تا از حضيض عالم ناسوت و فراز خاك نظر به مقام كبريائيّت حقّ نمايند و چشمشان و فهمشان تاب و توان پايدارى و استقامت در برابر تجلّى انوار بهاء حضرت او را