روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) - حسينى طهرانى، سید محمد حسين - الصفحة ٦٤١ - از أمير المؤمنين
كژى و كاستى شما را راستى و استقامت بخشد؛ وليكن نظر من آن نيست كه در راه اصلاح شما خودم را فاسد و تباه سازم (و بواسطه ارتكاب گناه، قيامتم را برباد دهم).
خداوند چهره هايتان را به خاك مذلّت بسايد، و حظوظ و بهره هايتان را تباه و هلاك و نابود كند. شما آن مقدارى كه باطل را شناختهايد، حقّ را نشناختهايد؛ و آن اندازهاى كه در صدد إبطال و اضمحلال حقّ برآمدهايد، در صدد إبطال و اضمحلال باطل قيام ننموده ايد!»
ابن أبى الحديد در شرح فقره:
وَ إنِّى لَعَالِمٌ بِمَا يُصْلِحُكُمْ
ميگويد:
حضرت ميفرمايد: فقط شمشير است كه شما را به صلاح درآورد. و آنحضرت راست گفته است؛ چرا كه بسيارى از امور بدون آن اصلاح نمىشود. همانطور كه حجّاج با لشكرى كه مىبايست با مُهلّب بسيج شوند و تقاعد ورزيدند عمل كرد؛ كه منادى وى ندا در داد: بعد از سه روز هر كس به مُهلّب ملحق نشده باشد خونش براى ما هدر است، و عمير بن ضابى و غير او را كشت. در اينحال مردم به سوى مهلّب با شتاب و سرعت خارج شده به او ملحق شدند.
و امّا أمير المؤمنين ٧ دأب و رويّهاش آن نيست كه مانند رياست طلبان دنيا كه خونها را حلال مىكنند او هم خون اصحاب خود را حلال نمايد و بجهت قدرت و انتظام دولتش دست بدين كار بيالايد، فلهذا ميفرمايد:
وَ لَكِنِّى لَا أَرَى إصْلَاحَكُمْ بِإفْسَادِ نَفْسِى
؛ يعنى به افساد و خرابى دين من نزد خداوند متعال.- تا آخر آنچه را كه در اينجا شرح داده است. [١]
حضرت مولى الموالى أمير المؤمنين ٧ در اينجا خوب طريق
______________________________ [١] «شرح نهج البلاغة» طبع دار إحيآء الكتب العربيّة، ج ٦، ص ١٠٣ و ١٠٤