روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) - حسينى طهرانى، سید محمد حسين - الصفحة ٢٥٠ - اشكالات وارده در احتمال ضبط«رحب» در روايت بجاى«رجب»
اين روايت را با لفظ رجب با جيم معجمه روايت كرده است. [١]
و در «وسائل الشّيعة» بابى را به عنوان استحباب اختيار زيارة الرّضا ٧ و خصوصاً فى رجب منعقد نموده است. [٢]
و رابعاً: مرحوم شيخ فضل الله نورى در اين حديث شريف ضبط رجب را به حاء مهمله نفرموده است و تصريحى بر مادّه رَحْب ندارد و فقط چنانچه در ص ٣٢٦ از جلد اوّل «فروع كافى» ملاحظه مىشود عبارت به لفظ رَحْب نوشته شده است؛ بنابراين به چه دليل مىتوان گفت: اين تصحيح آن مرحوم است؟ بلكه به ظنّ قريب به يقين در كتابت، كاتب نقطه جيم را نگذارده است.
و خامساً: اگر شكّ كنيم كه در اصل رَحب بوده يا رَجَب، أصالة عَدمِ زيادةِ النُّقطةِ مُقدّمٌ على أصالةِ عدم النَّقيصة؛ و بنابراين بايد گفت رَجَب در نُسَخ صحيح است نه رَحْب.
و سادساً: معنى رَحْب مناسب با مقام نيست، چون رحب به معنى وسعت در مكان و محلّ است نه هر سِعِهاى. و از موارد استعمال آن مشاهده مىشود كه پيوسته در موارد سعه مكانى و محلّى از آن استفاده مىشود، و اگر احياناً به معنى مطلق سعه آيد، باز به عنايت استعمال لفظ خاصّ در معنى مطلق آن است.
در «لسان العرب» گويد: وَ الرَّحْبُ بِالفَتْحِ وَ الرَّحيبُ: الشَّىْءُ الْواسِعُ. تَقولُ مِنْه: بَلَدٌ رَحْبٌ و أرْضٌ رَحْبَةٌ. الازْهَرىُّ: ذَهَبَ الْفَرّآءُ إلَى أنّهُ يُقالُ: بَلَدٌ رَحْبٌ و بِلادٌ رَحْبَةٌ، كَما يُقالُ: بَلَدٌ سَهْلٌ و بِلادٌ سَهْلَةٌ. و قَد رَحُبَتْ تَرْحُبُ و رَحُبَ يَرْحُبُ رُحْبًا و رَحابَةً و رَحِبَتْ رَحَبًا. قالَ الازْهَرىُّ: و أرْحَبَتْ، لُغَةٌ بِذَلِكَ الْمَعْنَى. و قِدْرٌ رُحابٌ أىْ واسِعَةٌ
______________________________ [١] «... كامل الزّيارات» ص ٣٠٥ و
[٢] «٦٠٣ وسآئل الشّيعة» طبع امير بهادر، ج ٢، ص ٤١٠