روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) - حسينى طهرانى، سید محمد حسين - الصفحة ٦٨٤ - معارف الهيه مانند جواهر نفيسه، مصون و محفوظ از نظر اجانب مىباشد
كدام عالمى را راستينتر و موحّدتر و به معارف حقّه حقيقيّة الهيّه نزديكتر از ايشان مىيابيم؟! به علّت آنكه مناط رسالت و نبوّت امور ظاهرى از كسب و كار و سرمايه و حَسَب و نَسَب و علوم ظاهريّه و فنون دنيائيّه نيست. اگر آقاى أنصارى را از معمّم بودن، و فقيه بودن، و امام جماعت بودن و هكذا نظائر اين امور خَلع كنيم، ملاك ارادت و عظمت اين مرد تجلّيات الهيّهاى است كه در راه طولانى با جهاد اكبر براى وى شده است، و او را به سرحدّ يك عارف الهى درآورده و در مقام و منزلت تمكين نشانده است. گو آنكه همه اهل همدان هم او را صوفى تلقّى كنند و به تهمتهاى ناروا و ناسزا متّهم دارند، همسايهاش هم خاكروبه بر در خانهاش بريزد. زيرا تمام اين مصائب را ما بعينها درباره أنبياء داريم، و بيشتر از اينها در احاديث ما وارد شده است. و مَا أُوذِىَ نَبِىٌّ مِثْلَ مَا أُوذِيتُ قَطُّ [١] هم از لسان رسول الله روايت داريم
______________________________ [١]. اين حديث را با عين اين عبارت، حقير از لسان مبارك حضرت آية الله علّامه طباطبائى استاد بى بديلمان رحمةُ الله عليه در رساله «مهر تابان» در قسمت دوّم: مصاحبات، در ابحاث عرفانى، ص ٢٢٤ از شماره زير مسلسل از طبع اوّل (و ص ٣٢٨ از طبع دوّم) روايت كردهام. ولى در «جامع الصّغير» سيوطىّ، ص ١٤٤ بدين عبارت آورده است:
ما اوذىَ أحَدٌ ما اوذيتُ
(عد) و ابن عساكر عن جابر (ض).
ما اوذىَ أحَدٌ ما اوذيتُ فى اللَهِ
(حل) عن أنس (ح ض). و در «كنوز الحقآئق» كه در هامش «الجامع الصّغير» مطبوع است در ص ٨٢، مناوى فقط عبارت
ما اوذىَ أحَدٌ ما اوذيتُ
را از (عد) روايت نموده است. و در «نهج الفصاحة» أبو القاسم پاينده در طبع انتشارات جاويدان (سنه ١٣٦٧ شمسى) ص ٥٤٣ تحت رقم ٢٦٢٦ (ما اوذىَ أحَدٌ ما اوذيتُ فى اللَهِ)
ما اوذىَ أحَدٌ فى اللَه
آورده است. و أيضاً اعلمى در «وهج الفصاحة» ص ٥٦١ همين لفظ را ذكر نموده است.