روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) - حسينى طهرانى، سید محمد حسين - الصفحة ٦٦٨ - ابيات ابن فارض مصرى مناسب با رحلت حاج سيد هاشم حداد، و ترجمه ابيات
١٢- از روى بزرگوارى و كرامت به همان عادت ديرينه سابق خود از وفا و محبّت بازگشت كنيد، چرا كه من همان دوست باوفاى شما ميباشم.
١٣- سوگند به حيات شما، سوگند به حيات شما! و من در تمام دوران مدّت عمرم به غير از حيات شما سوگند ياد نكردهام؛
١٤- كه اگر فرضاً جان من در كف دست من بود و من آنرا به مژدگانى به بشارت دهنده مقدم شما تقديم ميداشتم، انصاف ننموده بودم!
١٥- شما چنين مپنداريد كه من به تصنّع و ساختگى در عشق شما دست مىآزم! تعلّق حبّ و عشق من به شما اخلاق واقعى من است بدون تكلّف و امر غير واقعى و ساختگى.
١٦- من محبّت به شما را از خَلق پنهان داشتم؛ و بقدرى تأسّف و حزن بر اين إخفاء، مرا از ميان برد و پنهان كرد كه به جان خودم سوگند كه حتّى نزديك بود از خودم هم پنهان شوم.
١٧- و من آن محبّت را از خودم هم كتمان نمودم؛ كه هر آينه آنرا اگر ظاهر كرده بودم، بقدرى آنرا لطيف و دقيق مىيافتم كه از لطف خفىّ هم خفىتر و مختفىتر بود.
تا ميرسد به اينجا كه ميگويد:
١٨- عشق و هواى شما بر من غلبه نمود؛ و من در اين جهت از امر و روش عشق پيروى كردم، بطوريكه در آن از نهى سرزنش كنندگان و تشنيع و تعنيف كنندگان سرباز زدم و اطاعت آنرا ننمودم.
١٩- آنچه از من درباره او سر ميزند ذلّت خضوع و تمكين است؛ و آنچه از او درباره من سر ميزند عزّت مَنيع و قدرت خرد كننده و ضعيف سازنده است.
٢٠- او پيوسته با من با راه خشونت و مَنع و طَرد، الفت دارد؛ ولى من