روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) - حسينى طهرانى، سید محمد حسين - الصفحة ٦١٥ - كلام حداد در حقيقت، مضمون بسيارى از خواستهها در دعاها، خواست توحيد است
كه: عزّت انحصار به تو دارد، و عزّت و ذلّت من از ناحيه تست نه از ناحيه من.
و أيضاً در «صحيفه» ميفرمايد:
وَ أَلْهِمْنَا الانْقِيَادَ لِمَا أَوْرَدْتَ عَلَيْنَا مِنْ مَشِيَّتِكَ؛ حَتَّى لَا نُحِبَّ تَأْخِيرَ مَا عَجَّلْتَ، وَ لَا تَعْجِيلَ مَا أَخَّرْتَ؛ وَ لَا نَكْرَهَ مَا أَحْبَبْتَ، وَ لَا نَتَخَيَّرَ مَا كَرِهْتَ-
الدُّعاءَ. [١]
«و بما الهام بخش كه مطيع و منقاد تو گرديم در آنچه را كه از اراده و مشيّتت بر ما وارد مىسازى؛ بطوريكه دوست نداشته باشيم تأخير آنچه را كه زودتر به ما رسانيدهاى، و نه تعجيل آنچه را كه ديرتر به ما رسانيدهاى، و ناپسند نداشته باشيم آنچه را كه مورد محبّت تست، و نگزينيم آنچه را كه تو ناپسند دارى!»
واضح است تا وقتيكه شهود عينى توحيد براى انسان حاصل نشود اين درخواستها از لقلقه لسان تجاوز نمىكند، و اين حالات حقيقةً در انسان متمكّن نمىگردد؛ امّا بواسطه انكشاف توحيد أفعالى و اسمائى اين معانى پديدار مىآيد. بنابراين درخواست و طلب اين معانى، درخواست و طلب توحيد است.
و همچنين در «صحيفه» عرضه ميدارد:
وَ لَا تَشْغَلْنِى بِمَا لَا أُدْرِكُهُ إلَّا بِكَ، عَمَّا لَا يُرْضِيكَ عَنِّى غَيْرُهُ.
[٢]
«و مرا مشغول مدار به انجام كارى كه نمىتوانم آنرا بجاى بياورم مگر بواسطه كمك و معونت تو، از انجام كارى كه غير از آن كار، ترا از من خشنود نمىسازد!»
يعنى به من خودت را بشناسان تا بتوانم به كارى اشتغال ورزم كه ترا از من
______________________________ [١] فقره پنجم از دعاى سى و سوّم كه دعاى استخاره مىباشد
[٢]. فقره ١٠٨ از دعاى ٤٧ از «صحيفه كامله سجّاديّة»