روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) - حسينى طهرانى، سید محمد حسين - الصفحة ٥٩ - سر واقعى در اظهارات اشكال كنندگان، اباء از هيمنه ولايت حضرت حاج سيد هاشم بود
ذُكِرَ الَّذِينَ مِنْ دُونِهِ إِذا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ.[١]
«و در موقعيكه خداوند به وحدانيّت ياد شود، دلهاى آنانكه به آخرت ايمان ندارند مشمئزّ و ناراحت ميگردد؛ و زمانيكه سخن از غير وحدت ذات اقدس او به ميان آيد، ايشان خوشحال و مسرور مىشوند.»
وَ جَعَلْنا عَلى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ وَ فِي آذانِهِمْ وَقْراً وَ إِذا ذَكَرْتَ رَبَّكَ فِي الْقُرْآنِ وَحْدَهُ وَلَّوْا عَلى أَدْبارِهِمْ نُفُوراً.[٢]
«و ما بر روى دلهايشان غلافهائى و پوششهائى قرار دادهايم تا نفهمند و ادراك ننمايند، و در گوشهايشان سنگينى گذاردهايم. و زمانيكه تو پروردگارت را در قرآن به وحدانيّت ياد كنى، پشت نموده و با نفرت و انزجار دور مىشوند.»
ذلِكُمْ بِأَنَّهُ إِذا دُعِيَ اللَّهُ وَحْدَهُ كَفَرْتُمْ وَ إِنْ يُشْرَكْ بِهِ تُؤْمِنُوا فَالْحُكْمُ لِلَّهِ الْعَلِيِّ الْكَبِيرِ.[٣]
«اى مردم! اين بدان علّت است كه چون خداوند به وحدانيّت ياد شود، شما كافر مىشويد؛ و اگر با خدا شريكى قرار داده شود ايمان مىآوريد. پس حكم و فرمان مختصّ خداوند بالا مرتبه و بزرگ صفت است!»
حقير در اينجا تنها ماندم و از آن گروه و جمعيّت كه همه اظهار دوستى و سابقه آشنائى داشتند، يك نفر با من بر نخاست؛ و تنها ماندم به تمام معنى الكلمه. لذا چاره در آن ديدم كه از آن گروه كناره گيرى كنم و فقط با چند نفر جوان پاكدل فقير اهل مسجد، مجالسى خصوصى بر اساس استاديّت و مربّى بودن حضرت آقاى حدّاد داشته باشيم.
تا بحال براى حقير چند بار در مدّت عمر چنان اتّفاق افتاده كه سخن
[١] -
آيه ٤٥، از سوره ٣٩: الزّمر
[٢] - آيه ٤٦، از سوره ١٧: الإسرآء
[٣] - آيه ١٢، از سوره ٤٠: غافر