روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) - حسينى طهرانى، سید محمد حسين - الصفحة ٥٢٣ - كيفيت تهجد حضرت حاج سيد هاشم در مدت عمر
نمىباشد.
و در بيت دوازدهم خيلى روشن و واضح از سخنان و تخاطب فوق بطور رمز و اشاره، پرده بر ميدارد كه: اينها كه گفتم همه اشاره و كنايه و استعاره و رمز بود كه چه ميخواهم بگويم؛ صراحت نبود و من نمىخواستم يا نمىتوانستم آن وجود أقدس را چنانكه بايد و شايد معرّفى كنم، و عشق سوزان خود را براى لقاء و ديدارش در قالب غزل آورم؛ امّا خداوند عليم و خبير ميداند كه در دل من چه مراد بوده است، و او كفايت ميكند از كلام و سؤالى كه من بخواهم آنرا برزبان آورم.
و در بيت إلحاقى ميگويد: من از شدّت عشق و آتش وَجْد بالاخره خواهم مرد، و در انتظار فرج او جان خواهم سپرد؛ و مانند يعقوب در فراق يوسف كور خواهم شد و چشمم پيوسته بر در است كه چه موقع بشير، بشارت از لقاء وصال ميدهد؛ و يوسف گمگشته بيابانى در چاه غربت در افتاده، غريب و تنها، سرگشته و متحيّر مرا بشارت ديدار ميدهد، و با فرج او و لقاى او چشمانم بينا ميگردد، و چون مرده از قبر برخاسته زنده ميگردم و حيات نوين مىيابم\*\*\*
كيفيّت تهجّد حضرت حاج سيّد هاشم در مدّت عمر
مرحوم حاج سيّد هاشم رضوانُ الله عليه به قرائت قرآن با صوت حزين بسيار علاقمند بود. صدا و آهنگ او بسيار جذّاب و دلربا بود. خودش در وقت خواندن مَحْو مىشد و هر كس مىشنيد تغيير حالت و جذبه در او پيدا مىگشت. نوارهائى از قرآن و بعضى از أشعار عرفانى كه با همين لهجه و صوت جذّاب قرائت نمودهاند، از ايشان بجاى مانده است و همگى حكايت از همين معنى ميكند.
در نمازهاى نافله شب سورههاى بزرگ را با تكيه به صدا و آهنگ و صوت