روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) - حسينى طهرانى، سید محمد حسين - الصفحة ٥٠٧ - دعاهاى منقوله از حضرت حداد در صلوات و سجدات نماز
مَعْصِيَتِكَ، وَ بِفَضْلِكَ عَمَّنْ سِوَاكَ، يَا حَىُّ يَا قَيُّومُ!
فرمودند: درباره يكى از مردان خدا (شمس تبريزى) گفتهاند كه: او در تمام مدّت عمرش فقط يك شعر گفته است
|
: من گُنگِ خواب ديده و عالم تمام كَر |
من عاجزم ز گفتن و خلق از شنيدنش |
|
اينها مجموعه أدعيه و اشعارى بود كه ايشان در اين سفر ميخواندهاند. و امّا ادعيه ايشان بطور معمول آنچه را كه بنده از ايشان شنيدهام و ضبط نمودهام چند چيز است:
در سجده آخر نمازها ميخواندند:
إلَهِى عُبَيْدُكَ بِفِنَآئِكَ، مِسْكِينُكَ بِفِنَآئِكَ، فَقِيرُكَ بِفِنَآئِكَ، سَآئِلُكَ بِفِنَآئِكَ!
و حقير هم به متابعت ايشان، از آن به بعد در سَجَدات آخر صَلَوات اين دعاى نياز را ميخواندم.
ولى آنچه بخاطر داشتم در آن عبارت آخر: سَآئِلُكَ بِفِنَآئِكَ نبود. [١] يكبار كه در سجده بودم و ايشان شنيدند كه آنرا نخواندم، پس از نماز بطور مؤاخذه فرمودند: چرا سَآئِلُكَ بِفِنَآئِكَ را نگفتى؟! عرض كردم: ميگويم. و گفتم و مرتّباً مىگفتم.
سپس در ضمن مراجعه معلوم شد كه: در بعضى از روايات لفظ
سَآئِلُكَ
______________________________ [١] در «منتهى الامال» طبع رحلى علميّه إسلاميّه، ج ٢، ص ٨، در احوال حضرت إمام سجّاد ٧، در فصل ٣ در عبادت آنحضرت گويد:
و در كتاب «حديقة الشّيعة» است كه: طاووس يمانى گفت: نصف شبى داخل حِجر إسمعيل شدم، ديدم كه حضرت إمام زين العابدين ٧ در سجده است و كلامى را تكرار ميكند. چون گوش كردم اين دعا بود:
إلَهى عُبَيْدُكَ بِفِنآئِكَ، مِسْكينُكَ بِفِنآئِكَ، فَقيرُكَ بِفِنآئِكَ.
و بعد از آن هر گونه بلا و ألمى و مرضى كه مرا پيش آمد، چون نماز كردم و سر به سجده نهادم اين كلمات را گفتم، مرا خلاصى و فرجى روى داد.
و فِنآء در لغت به معنى فضاى درِ خانه است. يعنى بنده تو و مسكين تو و محتاج تو، بر درگاه تو منتظر رحمت تو است و چشم عفو و احسان از تو دارد. هر كس اين كلمات را از روى اخلاص بگويد البتّه اثر ميكند و هر حاجت كه دارد بر مىآيد- انتهى.