روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) - حسينى طهرانى، سید محمد حسين - الصفحة ٤٩٥ - حكم به جواز انتقال از مذهبى از مذاهب عامه در هر حكمى از احكام، از لسان محيى الدين
طعن زنند و ايراد كنند و نظريّه و فكر خود را بر نظريّه و فكر رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم ترجيح دهند، در اين فرض گمان و پندار تو در احوالشان با قطب چيست؟! آن شهرت كجا و اين شهرت كجا؟ هيهات! بسيار دورند آنها! ما هستيم كه با اين نظريّه و متابعت فائز شديم؛ و إبطال كنندگانِ حقّ و متمرّدان از امر رسول الله و از امر قطب، دچار خسران و زيانى عظيم گرديدهاند.
سوگند بخدا كه داعى به سوى خدا نمىتواند بوده باشد مگر كسيكه از روى بصيرت دعوت نمايد؛ نه كسيكه از روى ظنّ و پندار دعوت كند، و بدان حكم كند.
بناءً عليهذا كسيكه حالش اينچنين باشد، او در امور دين و شريعت بر امّت محمّد صلّى الله عليه و آله و سلّم سخت گرفته است، و آنانرا در ضيق و ممنوعيّت و محروميّت افكنده است در آن مواردى كه خداوند براى ايشان گشايش و فراخى و سعه قائل گرديده است. بنابراين خداوند هم در روز بازپسين برايشان تنگ خواهد گرفت، و در آخرت با شدّت و سختى از ايشان مطالبه و محاسبه خواهد نمود؛ براى آنكه ايشان بر بندگان خدا سخت گرفتند و با شدّت عمل كردند كه در امرى از امور و حادثى از حوادث كه برايشان پيدا ميشود، براى رفع حرج نمىتوانند از مذهبى به مذهبى عدول كنند و حكم آن را كه موجب گشايششان هست اخذ نمايند؛ و معتقد شدند كه اينگونه طرز عمل با دين خدا بازى كردن است. امّا ندانستند كه خودشان بواسطه اين گفتار و اين تعليل، از دين بيرون رانده شده و به خارج از دين پرتاب گرديدهاند.
بلكه شريعت خدا واسعتر است و حكم خدا جامعتر و نافعتر است. اينجا خطاب خداست كه بدانها ميرسد در موقف عرصات قيامت كه: آنان را نگهداريد تا نتوانند عبور كنند! چرا كه بايد مورد بازپرسى و سوال قرار گيرند. چرا شما يكديگر را در تأييد دين خدا و شريعت حقّه إلهيّه يارى نكرديد و پشتيبان و