روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) - حسينى طهرانى، سید محمد حسين - الصفحة ٤٥٩ - در«محاضرات» محيى الدين از حضرت صادق
بالجمله ما بايد در گفتار و رفتار از تعصّب نابجا دور باشيم كه قرآن از آن تعبير به حميّت جاهليّة [١] فرموده است. و همانطور كه شيعه از تهمتها و بهتانهاى بيجاى عامّه خسته و منضجر است، عامّه نيز از دعواى بيجا و نسبت ناروا خسته و ملول مىشوند.
شيعه به هر مقداريكه از تعصّب جاهلى خود را دور كند، به همانقدر به مكتب أمير المؤمنين ٧ نزديك شده است. زيرا آن مكتب، مكتب حقّ است. از افراط و تفريط به دور است. و خداى ناكرده اگر ما براى اثبات حقّانيّت مكتبمان حاضر به تهمت و ناسزا به آنها شويم، به همان اندازه سنّى شدهايم؛ و اگر أحياناً آنها در نسبت به ما دست از بهتانشان بردارند و عين حقّ را بگويند و بنويسند، به همان اندازه شيعه شدهاند.
اگر ما به خاطر صاحب ولايت بخواهيم دروغى را بگوئيم و به آنها ببنديم، در اوّلين موقف عرصات قيامت، خود صاحب ولايت از ما مؤاخذه ميكند تا چه رسد به آن شخص كه به وى نسبت كذب دادهايم.
بارى، سخن درباره هويّت و شخصيّت محيى الدّين طول كشيد، ولى طولى ممدوح و پسنديده بود؛ چرا كه اين مرد صاحب فضيلت در ميان ما مظلوم واقع شده است. و اين مطالب راهگشائى براى سروران و بزرگان نظاره كننده بالاخصّ طلّاب ذوى العزّة و الاحترام خواهد شد كه به عين كرم و رضا بنگرند و بر حقير فقير نيز خرده نگيرند كه
|
: وَ عَيْنُ الرِّضا عَنْ كُلِّ عَيْبٍ كَليلَةٌ |
وَ لَكِنَّ عَيْنَ السُّخْطِ تُبْدى الْمَساويا [٢] |
|
______________________________ [١] صدر آيه ٢٦، از سوره ٤٨: الفتح: إِذْ جَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجاهِلِيَّةِ
[٢] «. نگرش و ديدار كسى را از روى رضا و محبّت، چشم را از رؤيت عيوب او خسته ميكند؛ وليكن نگرش و ديدار از روى سخط و غضب، بديهاى او را ظاهر مىنمايد.