روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) - حسينى طهرانى، سید محمد حسين - الصفحة ٤٥٣ - مراد از روافض در مكاشفه منقوله از«مسامرات» خوارج هستند
غلام عبد الله بن عبّاس بود و بر او و بر عبد الله بن مسعود نسبت كذب به رسول خدا ميداد. و مردى دروغ باف و لاف زن بود، و به تاريخ و حديث هم اطّلاع كافى داشت، و به تفسير هم وارد بود؛ امّا از دشمنان سرسخت أمير المؤمنين ٧ بود، و براى انحراف مردم از مقام ولايت و تبديل ولايت حقّه به شجره ملعونه دستى قوى داشت. وى بواسطه تحريف روايات، و تحريف در تفسير آيات، جمعى كثير از اهل مغرب را به عقيده خوارج سوق داد بطوريكه خوارجى هم كه امروزه در آن نواحى ميباشند از آثار شوم و زشت تربيت عكْرَمَه باقى ماندهاند. [١] وليكن تشيّع در اوّل امر در آن نواحى قدم نگذارده است.
و فتح أندلس هم توسّط بنى اميّه و بقاء آن هم توسّط آخرين دودمان آنها انجام گرفت، و تا ساليان درازى أولاد مروان حمار در آنجا حكومت داشتند. اهالى مغرب زمين مالِكى مذهب مىباشند، و شيخ محيى الدّين هم به صورت ظاهر مالكى بوده و در خاندان مالكى نشو و نما يافته است. بنابراين تعبير از خوارج با لفظ روافض در آن بلاد غير شيعه نشين قريب به واقع، بلكه با اين قرائن متعيّن مىباشد.
سوّم آنكه: از همه كتابهاى محيى الدّين هم صرف نظر كنيم، در همين كتاب «محاضرات» وى كه اين داستان را محدّث نورى از آنجا نقل كرده است؛ بقدرى روايات و حكايات و شواهد تاريخى بسيار است كه با وجود آنها احتمال حمل روافض بر طائفه شيعه محال مىنمايد.
يعنى اگر كسى «مسامرات» را مطالعه كند و چون بدينجا رسد و معنى روافض را شيعه بپندارد، يك مرتبه در جاى خود خشك مىشود كه يعنى چه؟! آخر او فقط قبل از چند ورق ميگويد
______________________________ [١]: در درس ٤٠ تا ٤٥ از جلد سوّم «إمام شناسى» از دوره علوم و معارف اسلام، ص ٢١٠ تا ص ٢١٤ تاريخ و هويّت عكرمه بطور مختصر آمده است.