روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) - حسينى طهرانى، سید محمد حسين - الصفحة ٤٤١ - همه بايد در راه سير و سلوك خدا قدم نهند؛ برسند يا نرسند
فراگرفته، و حسّ زياده طلبى در جاه و مقام و لو به صورت دين و در كسوت و خلعت دين داشته باشند، مشمول اطلاق و عموم اين كريمه مباركه نخواهند بود؟! آرى، موقف ايشان سخت است و حسابشان مشكل؛ و خداوند با كسى تعارف ندارد و صيغه برادر و خواهرى نخوانده است. او عادل است. كجا افراد ستمكار و متعدّى را گرچه به صورت خارج تعدّى به اموال و نواميس مردم نداشته باشند، بلكه متعدّى به خويشتن باشند كه خود را مهجور و محجوب داشته و از هواى نفس أمّاره بيرون نگرديدهاند، آنها را در بهشت مىبرد و وعده حُسْنى به آنان ميدهد؟!
مجالس و محافل ما بايد براساس توحيد باشد، قرآن خوانده شود؛ ذكر و فضائل ائمّه عليهم السّلام بايد در راه مسير توحيد و عرفان إلهى قرار گيرد؛ نه آنكه خدا را فراموش كنيم و از ايشان ياد كنيم. ذكر آنها بدون عنوان مرآتيّت، شكل استقلال به خود ميگيرد و سر از غلوّ و ارتفاع بيرون مىآورد. هر چه را كه ما از امام بخواهيم و در آن حال از خدا غافل باشيم، إمام را پرستيدهايم. امام راه است، و مقصد و مطلوبْ خداست. نبايد راه و طريق با هدف و مقصد خلط شود كه در آن صورت از صبغه توحيد خارج ميگردد.
در وقتيكه مقابل ضريح مقدّس مىايستيم، هر چه بخواهيم و دعا كنيم بايد از خدا باشد؛ و از آنحضرت كه ميخواهيم بايد به عنوان وساطت و نمايندگى باشد، تا از خدا بگيرد و به ما بدهد. اگر از خود حضرت بخواهيم و خدا را فراموش كنيم راه خلاف را پيمودهايم. خودش بدينگونه رضا نميدهد، و دعايمان را مستجاب نمىنمايد. چون در برابر خدا بت ساختهايم و امامان ما عليهم السّلام نفى اين معنى را كرده و مىكنند. امّا اگر بوسيله آنها از خدا بخواهيم و مؤثّر حقيقى و إعطا كننده واقعى را خدا بدانيم، هم دعايمان را مستجاب مىنمايند و حاجتمان را بر مىآورند، و هم از صراط توحيد قدمى