روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) - حسينى طهرانى، سید محمد حسين - الصفحة ٤١٨ - روايات وارده در اينكه رسول أكرم اولين آفريده خدا بود
كُنْتُ أَوَّلَ النَّاسِ فِى الْخَلْقِ، وَ ءَاخِرَهُمْ فِى الْبَعْثِ.
«من اوّلين مردم بودم در آفرينش، و آخرين آنها بودم در پيامبرى و برانگيختگى.»
اين روايت را ابن سعد در «طبقات» و طبرى در تفسيرش ج ٢١، ص ٧٩ و أبو نُعَيم در «دلآئل» ج ١، ص ٦ تخريج نمودهاند. و ابن كثير در تاريخش ج ٢، ص ٣٠٧ و غزالى در «مضنون صغير» در هامش «انسان كامل» ج ٢، ص ٩٧ و سيوطى در «خَصآئص الكُبرى» ج ١، ص ٣ و زُرقانى در «شرحُ المَواهِب» ج ٣، ص ١٦٤ ذكر نمودهاند.
و در حديث إسراء وارد است:
إنَّكَ عَبْدِى وَ رَسُولِى، و جَعَلْتُكَ أَوَّلَ النَّبِيِّينَ خَلْقًا وَ ءَاخِرَهُمْ بَعْثًا.
[١]
«تو بنده من هستى و رسول من مىباشى. من تو را أوّلينِ پيمبران در آفرينش قرار دادم و آخرين آنها مبعوث نمودم.»
و از رسول الله صلّى الله عليه و آله و سلّم وارد است:
أَوَّلُ مَا خَلَقَ اللَهُ نُورِى
[٢]. «اوّلين چيزى كه خداوند آفريد نور من است.»
و به تواتر از آنحضرت روايت است كه:
كُنْتُ نَبِيًّا وَ ءَادَمُ بَيْنَ الْمَآءِ وَ الطِّينِ. أَوْ: بَيْنَ الرُّوحِ وَ الْجَسَدِ.
أَوْ:
بَيْنَ خَلْقِ ءَادَمَ وَ نَفْخِ الرُّوحِ فِيهِ.
«من پيغمبر بودم در حاليكه آدم ميان آب و گل بود. يا: ميان روح و تن بود. يا: ميان آفرينش آدم و دميدن روح در او بود.»
و اين روايت با طرق صحيحهاى آمده است
|
. وَ لَوْلاكَ لَمْ تُخْلَقِ الْكآئِناتُ |
وَ لا بانَ غَرْبٌ وَ لا مَشْرِقُ (٣) |
|
٣- و اگر تو نبودى كائنات آفريده نمىگشت، و نه مغربى پيدا مىشد و نه
______________________________ [١] «مَجمع الزّوآئد» ج ١، ص ٧١ (تعليقه
[٢] «) سيره حلبيّه» ج ١، ص ١٥٩ (تعليقه)