روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) - حسينى طهرانى، سید محمد حسين - الصفحة ٣٦٩ - رد صاحب«روضات» بر محيى الدين و بر جميع عرفاء
تَرَقَّوْا إلَى دَرَجَةِ الْيَقين.
أقولُ: و يَلْزَمُ مِن هذا أنَّهُمْ أكْمَلُ مِنَ الانْبيآءِ وَ أوْصيآئِهِم؛ و لَعَلَّ الصّوفيَّةَ يَلْتَزِمونَ ذلِكَ، كَما هُوَ الظّاهِرُ مِن كَلامِ مُحيى الدّينِ الاعْرابىّ- انتهى.
«و مشايخ صوفيّه، نماز و عبادات را ترك مىنمايند، و استدلال مىكنند بر آنكه اين أعمال، واسطههائى هستند ميان پروردگار با بندگانش؛ و ميان خداوند با عارفان حجابى نيست. و به آيه مباركه قرآن استدلال مىكنند: كه خداوند را عبادت كن تا زمانيكه به تو يقين برسد؛ و مشايخ صوفيّه ترقّى كرده و به درجه يقين واصل شدهاند.
من ميگويم: و لازمه اين گفتار اينست كه آنان أكمل از انبياء و أوصيائشان باشند؛ و چه بسا كه صوفيّه ملتزم و پابند بدين كلام باشند، همانطور كه از گفتار محيى الدّين أعرابى مشهود است- تمام شد سخنان سيّد در «شرح أسماءِ حُسنى».»
صاحب «روضات» نيز ميگويد:
وَ لِذا سَمّاهُ بَعْضُ مَشايِخِ عُرَفآئِنا الْمُتَأخِّرينَ بِمُميتِ الدّينِ، و عَبَّرَ عَنهُ مَولانا الْوالِدُ المَرْحومُ المُحْتَرَمُ- أعْلَى اللهُ مَقامَهُ فى عِلّيِّينَ- بِلَقَبٍ أحْسَنَ مِن ذلِكَ اللَقَبِ هُوَ ماحى الدّين.
«و بدين علّت است كه بعضى از مشايخ متأخّرين از عرفاى ما او را به مميت الدّين (ميراننده دين) لقب دادهاند، و مولا و سيّد و سالار ما: پدر مرحوم ما كه خداوند مقامش را در علّيّين بالا برد، به او لقبى نيكوتر از اين داده و او را به ماحى الدّين (يعنى محو كننده و نابود كننده دين) ملقّب ساخته است.»
در اينجا صاحب «روضات» به سخنان خود ادامه ميدهد به اينكه: