روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) - حسينى طهرانى، سید محمد حسين - الصفحة ٣٥٤ - مكاشفاتى در«فتوحات» وارد است كه با واقع مطابقت ندارد
سپس ميگويد: من اين دعا را در خواب از رسول الله صلّى الله عليه و آله و سلّم شنيدم، هنگامى كه مردى قارى، از قرائت كتاب «صحيح بخارى» براى آن حضرت فارغ شد.
و من در آن رويا از حضرت پرسيدم از حكم زن مطلَّقهاى كه با صيغه واحده او را سه طلاقه كردهاند بدينگونه كه شوهرش به وى بگويد: أَنْتِ طَالِقٌ ثَلَاثًا! (تو سه طلاقه هستى!)
رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم فرمود: هِىَ ثَلَاثٌ كَمَا قَالَ: لَا تَحِلُّ لَهُ و (مِن بَعْدُ) حَتَّى تَنكِحَ زَوْجًا غَيْرَهُ.
«آن طلاق، سه طلاق است همانطور كه خدا ميفرمايد: ديگر بر اين مرد حلال نيست مگر آنكه شوهر ديگرى او را به نكاح خويشتن درآورد.»
من به رسول خدا گفتم: يَا رَسُولَ اللَهِ! جماعتى از اهل علم آن طلاق را يك طلاق محسوب مىنمايند.
رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم فرمود: آن جماعت اينطور حكم كردهاند طبق آنچه به ايشان رسيده است؛ و درست رفتهاند.
من از اين كلام رسول خدا فهميدم تقرير و امضاى حكم هر مجتهدى را و اين را كه هر مجتهدى مصيب است. در اينحال پرسيدم: يا رَسولَ الله! من در اين مسأله نمىخواهم حكمى را مگر آن حكمى كه تو بر آن حكم مىكنى در صورتيكه از تو استفتاء شود، و اينكه اگر درباره خودت واقع مىشد چكار ميكردى؟!
رسول خدا فرمود: هِىَ ثَلَاثٌ كَمَا قَالَ: لَا تَحِلُّ لَهُ و (مِن بَعْدُ) حَتَّى تَنكِحَ زَوْجًا غَيْرَهُ. [١]
______________________________ [١] قسمتى از آيه ٢٣٠، از سوره ٢: البقرة