روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) - حسينى طهرانى، سید محمد حسين - الصفحة ٣٣٨ - رد رهبر عظيم انقلاب بر فص داودى«فصوص الحكم»
معرّفى نمود. و بر اين اصل است كه رسول خدا صلّى الله عليه و آله براى معرّفى و شناساندن خلفاءِ ظاهريّه تصريح و تنصيص به عمل آورد.
و خلافت ظاهريّه همچون اصل نبوّت است كه در تحت أسماءِ كونيّه واقع مىباشد. بنابراين، همچنانكه نبوّت از مناصب الهيّهاى است كه از آثارش اولويّت بر نفوس و اموال است، همينطور است خلافت ظاهريّه. و منصب الهى امرى است پنهان از افكار و انديشه مردم، و گريز و گزيرى نيست مگر آنكه با تصريح و تنصيص آنرا اظهار و تعريف نمود.
و سوگند به جان دوست كه تنصيص بر خلافت از عظيمترين فرائض و واجبات است بر رسول اكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم، به علّت آنكه تضييع و إهمال در اين امر خطيرى كه با تضييع آن، امر امّت متشتّت و متفرّق ميگردد و اساس نبوّت اختلال مىپذيرد و آثار شريعت مضمحلّ مىشود، از زشتترين أعمال زشتى است كه هيچكس راضى نيست آنرا به يكى از مردمان عامّى و متوسّط الدِّراية نسبت دهد، تا چه رسد نسبت آنرا به پيامبرى ذو المَجْد و الكَرَم و رسولى بزرگ داشته شده. ما پناه مىبريم به خدا از شرهائى كه از نفوسمان بر مىخيزد. در اين گفتار تدبّر و تأمّل بنما!»
أقول: كتب محيى الدّين گرچه مشحون است از مناقب اهل بيت عليهم السّلام همچون كتاب «مُحاضَرَةُ الأبرارِ و مُسامَرَةُ الاخيار»، ولى اساس مطالبش بر اصول اهل سنّت است، همچون همين فَصّ داودى كه ذكر شد؛ و امّا در «فتوحات مكّيّه» كه آنرا در مكّه تأليف نموده است چيزى كه موافق اصول اهل سنّت باشد نيست. و چون به دمشق هجرت نموده است كتاب «فصوص الحكم» را در آنجا به رشته تأليف در آورده است.
قاضى نور الله تسترى ميگويد: چون در شام تقيّه شديد بود و كسى جرأت دم زدن از تشيّع را نداشت، لهذا شيخ مجبور بوده است كه ولاى خود را