روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) - حسينى طهرانى، سید محمد حسين - الصفحة ٢٦٩ - كلام حداد حاجات مردم غالبا امور مادى است؛ همه مىگويند وصلهاى به وصلههاى لباس ما اضافه كن!
. كلام حدّاد: حاجات مردم غالباً امور مادّى است؛ همه مىگويند: وصلهاى به وصلههاى لباس ما اضافه كن!
حضرت حدّاد قدَّس الله سرَّه ميفرمود: من مىبينم در همه حرمهاى مشرّفه مردم خود را به ضريح مىچسبانند و با التجا و گريه و دعا ميگويند: وَصْلهاى بر وصلههاى لباس پاره ما اضافه كن تا سنگينتر شود. كسى نمىگويد: اين وصله را بگير از من تا من سبكتر شوم، و لباسم سادهتر و لطيفتر شود!
حاجات مردم غالباً راجع به امور مادّى است گرچه مشروع باشد، مثل أدا شدن قرض و بدست آمدن سرمايه كسب و خريدن منزل و ازدواج دختر جوان و شفاى مريض و ميهمانى دادن در ماه رمضان و امثالها. و اينها خوب است در صورتيكه موجب قرب و تجرّد انسان گردد، نه آنكه بر شخصيّت و أنانيّت وى افزوده كند و هستى او را تقويت نمايد؛ زيرا اين تقويتِ هستى موجب سنگينى نفس و بُعد از راه خدا مىشود؛ به خلاف آنكه اينها بايد موجب قرب و سبكى و انبساط نفس گردد.
عملى خوب و صلاحِ واقعى بشر است كه موجب قرب شود و نفس او را آزاد كند، خواه توأم با منفعت طبعى و طبيعى باشد و يا نباشد. و به عبارت ديگر: مجموعه انسان، مجموعهاى مانند حيوان و نبات و جماد نيست كه فقط پيكرش ملحوظ باشد و بس. انسان داراى نفس ناطقه و قابليّتِ ارتقاء به أعلى علّيّين است. و در اينصورت اگر به آن پيكر فقط دلخوش باشد بسى زيان كرده است، و حقيقت وجودى و ثمره حياتى خود را به ثمن بَخْسى فروخته، و در ميدان بازى اين دنيا محروم مانده است.
در مثل اين فروض اگر امامان بخواهند حاجات همه را برآورند و دعاى همه را مستجاب گردانند، برخلاف مصلحت ايشان مَشْى نمودهاند. امامان مُصلح عالم بشريّتاند. حكم طبيب را دارند كه به بيمار غذا و دواى تلخ و أحياناً عمليّه جرّاحى و سوزن و پرهيز و گرسنگى ميدهد. عاقلان ميدانند و از دستور طبيب سرپيچى نمىكنند؛ ولى جاهلان و شهوت پرستان، يا أطفال