روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) - حسينى طهرانى، سید محمد حسين - الصفحة ١٨٥ - متن كامل روايت عنوان بصرى با ترجمه آن
وَ مَنْ وَعَدَكَ بِالْخَنَى فَعِدْهُ بِالنَّصِيحَةِ وَ الرَّعَآءِ.
«و امّا آن سه چيزى كه راجع به بردبارى و صبر است: پس كسيكه به تو بگويد: اگر يك كلمه بگوئى ده تا مىشنوى به او بگو: اگر ده كلمه بگوئى يكى هم نمىشنوى!
و كسيكه ترا شتم و سبّ كند و ناسزا گويد، به وى بگو: اگر در آنچه ميگوئى راست ميگوئى، من از خدا ميخواهم تا از من درگذرد؛ و اگر در آنچه ميگوئى دروغ ميگوئى، پس من از خدا ميخواهم تا از تو درگذرد.
و اگر كسى تو را بيم دهد كه به تو فحش خواهم داد و ناسزا خواهم گفت، تو او را مژده بده كه من درباره تو خيرخواه مىباشم و مراعات تو را مىنمايم.»
وَ أَمَّا اللَوَاتِى فِى الْعِلْمِ: فَاسْأَلِ الْعُلَمَآءَ مَا جَهِلْتَ، وَ إيَّاكَ أَنْ تَسْأَلَهُمْ تَعَنُّتًا
[١]
وَ تَجْرِبَةً؛ وَ إيَّاكَ أَنْ تَعْمَلَ بِرَأْيِكَ شَيْئًا، وَ خُذْ بِالاحْتِياطِ فِى جَمِيعِ مَا تَجِدُ إلَيْهِ سَبِيلًا؛ وَ اهْرُبْ مِنَ الْفُتْيَا هَرَبَكَ مِنَ الاسَدِ، وَ لَا تَجْعَلْ رَقَبَتَكَ لِلنَّاسِ جِسْرًا!
قُمْ عَنِّى يَا أَبَا عَبْدِ اللَهِ! فَقَدْ نَصَحْتُ لَكَ؛ وَ لَا تُفْسِدْ عَلَىَّ وِرْدِى؛ فَإنِّى امْرُؤٌ ضَنِينٌ بِنَفْسِى. وَ السَّلَامُ عَلَى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَى.
[٢]
«و امّا آن سه چيزى كه راجع به علم است: پس، از علماء بپرس آنچه را كه نميدانى؛ و مبادا چيزى را از آنها بپرسى تا ايشان را به لغزش افكنى و براى آزمايش و امتحان بپرسى. و مبادا كه از روى رأى خودت به كارى دست زنى؛ و در جميع امورى كه راهى به احتياط و محافظت از وقوع در خلافِ امر دارى
[١] -
در« أقرب الموارد» گويد: تَعَنَّتَه: أدْخلَ علَيه الاذَى و طَلب زَلَّتَه و مَشقَّتَه؛ يُقال: جَآءَهُ مُتَعَنِّتًا أى طالبًا زَلَّتَه. و- فى السّؤال: سَألَه على جَهَة التَّلبيسِ علَيه؛ و رُبَّما عُدِّى بِعَلَى.
[٢] -« بحار الانوار» طبع حروفى مطبعه حيدرى، ج ١، ص ٢٢٤ تا ص ٢٢٦ كتاب العلم، باب هفت: ءَادَاب طلبِ الْعِلم و أحكامِه، حديث ١٧