روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) - حسينى طهرانى، سید محمد حسين - الصفحة ١٤٥ - بيان حداد كه التزام به طاعات و تجنب از معاصى بدون توجه به خدا، مجوسيت محضه است
و در اينصورت، حجّ مردم بكلّى ضايع شده است. يعنى حاجى كه بايد از ميقات تا پايان عمل همهاش با خدا باشد، و با تقصير و حَلْق از انقطاع به خدا و احرام با خدا بيرون آيد؛ از ابتداى احرام از خدا منصرف مىشود، و اين انصراف و تشويش و تزلزل براى او باقى مىماند تا آخر عمل؛ وقتى از عمل فارغ شد، اينجا نفس راحتى مىكشد و خدا را مىيابد.
تمام احتياطهائى كه در اين موارد انجام داده مىشود و مستلزم توجّه به نفسِ عمل و غفلت از خداست، همهاش غلط است.
در شريعت رسول الله و در زمان رسول الله كجا اينگونه احتياط كاريهاى عَسِر و حَرِج آمده است؟ اصل اوّلى عدم عُسْر و عدم حَرَج و عدم ضَرر است. اصل اوّلى ما در قرآن كريم وَ تَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلًا[١] است. (يعنى يكسره از همه ببُر و به خداوند روى آور). مراد حقيقى از احتياط در «وَ خُذْ بِالاحْتياطِ فى جَميعِ ما تَجِدُ إلَيْهِ سَبيلًا»
احتياطى را كه مرحوم قاضى قدَّس الله سرَّه در ضمن حديث عنوان بصرى دستور العمل همه شاگردهايش قرار داده بود كه:
وَ خُذْ بِالاحْتِيَاطِ فِى جَمِيعِ مَا تَجدُ إلَيْهِ سَبِيلًا
[٢] (و در هر جائى كه به سوى احتياط راه يافتى آنرا پيشه خود ساز!) منظور عملى است كه راه انسان را به خدا باز كند، نه آنكه موجب سدّ طريق شود، و راه توجّه و ابتهال و حضور قلب را بگيرد. مقصود عملى است كه براى مؤمن يقين آورد و وى را در ايمان مستحكم كند، نه آنكه او را متزلزل و مشوّش كند، و بيت الله الحرام را در نزد او خانه عقوبت مُجَسّم كند
[١] -
، آيه ٨، از سوره ٧٣: المزّمّل: وَ اذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ وَ تَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلًا
[٢] -. مرحوم آية الله حاج مير سيّد على آقا قاضى قدَّس الله سرَّه، به همه شاگردان خود دستور ميدادند تا روايت عنوان بصرى را بنويسند و در جيب خود نگهدارند و در هفتهاى يكى دو بار بخوانند. اين روايت را مجلسى رضوانُ الله عليه در« بحار الانوار» ج ١، از طبع حروفى از ص ٢٢٤ تا ص ٢٢٦ در باب ٧، كتابُ العِلم، باب ءَاداب طلَب العِلم و أحكامِه نقل كرده است، و الحقّ روايتى است جامع و براى مريدان و طالبان راه خدا كافى و شافى.