روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) - حسينى طهرانى، سید محمد حسين - الصفحة ١٤٢ - ورود آية الله زنجانى فهرى در مسجد الخيف، و ملاقات با آقاى حداد(قده)
چگونه از حجر الاسود شروع نموده، و حساب هفت شوط را داشته ايد؟! و هكذا الامر در بقيّه اعمال!
فرمودند: خود به خود برايم معلوم مىشد و عملم طبق آن قرار ميگرفت. مثلًا در مسجد الحرام كه وارد شديم، بدون معرّفى أحدى ركن حجر الأسود را شناختم، و دانستم از اينجا بايد طواف نمايم. از آنجا شروع نمودم، و بدون حساب هفت شوط، هر شوط برايم مشخّص بود، و در آخرين شوط خود به خود طواف تمام شد و از مطاف خارج گشتم؛ و يا محلّ نماز خلف مقام حضرت ابراهيم على نبيّنا و آله و ٧، و هكذا الامر فى السّعْى و التّقصير.
فرمودند: با جميع رفقا كه در معيّتشان سفر نموده بوديم، در مكّه مكرّمه غالب اوقات شبانه روزمان در مسجد الحرام ميگذشت، و بسيار طواف و بيت الله الحرام براى من مُعْجِب بود، و از آنجا دل نمىكندم.
ورود آية الله زنجانى فَهرى در مسجد الخَيف، و ملاقات با آقاى حدّاد (قدّه)
مسجد الخَيْف در سرزمين مِنَى هم خيلى عجيب بود، و غالباً اوقات را در أيّامُ التَّشريق در آنجا بسر مىبرديم. و داستان توحيد در تمام مظاهر و اعمال حجّ بسيار ظاهر و قوىّ بود، بالاخصّ در مسجد الحرام و مسجد الخَيف.
فرمودند: يك شب كه با رفقا به مسجد الخَيف داخل شديم، ديدم آقاى حاج سيّد احمد زنجانى[١] با جميع رفقاى طهرانى و ايرانى گرد هم نشسته، و
[١] -
منظور حضرت آية الله حاج سيّد احمد فَهرى زنجانى دامت بركاته مىباشند كه از شاگردان اخير مرحوم قاضى، و از ارادتمندان مرحوم حاج شيخ محمّد جواد انصارى همدانى است. مردى است فاضل و عالم و خوش فهم، و در ترويج دين كوشا و ساعى. در مراجعت از نجف مدّتى در باختران در مسجد جامع مشغول تدريس و اقامه جماعت و تبليغ بود؛ سپس در طهران، و پس از آن در زمان انقلاب اسلامى ايران از طرف رهبر كبير فقيد به شام عازم و در دمشق مشغول اقامه شعائر دينى است. حقير با ايشان سوابق ارادت و آشنائى و دوستى دارم، و در سفر اخير حقير به بيت الله الحرام در مِنى شرف ملاقات دست داد، و يكبار هم در مشهد مقدّس در حرم مطهّر توفيق زيارتشان حاصل شد؛ و در هر دو بار حقير را به« شام» دعوت فرمودند و موانع سفر را خود به عهده گرفتند. ولى مع الاسف تا بحال توفيق تشرّف و اجابت دعوت معظّم له براى بنده دست نداده است.