روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) - حسينى طهرانى، سید محمد حسين - الصفحة ١٣٩ - اقسام خاطرات از كلام حداد
مواعظ و ارشادهاى حاج سيّد هاشم كه از افق عالى بود
تمام اشارات و دلالتهاى آقاى حدّاد از اين قبيل بود. يعنى از افق وحدانيّت ارشاد و دستگيرى مىنمود، نه از پوسته وجودى خويشتن.
يك روز به حقير فرمود: سيّد محمّد حسين! سرت خيلى شلوغ است! يعنى خاطرات پى در پى و مشوّش كننده دارى؛ و عجيب گفتارى بود! حقير در آن ساعت همانطور كه فرمود خاطرات نفسانى داشتم، و ذهن را خسته و فرسوده ميكرد. و غير از خدا كسى كه از افكار من خبر ندارد.
ميفرمود: معامله با خدا كن در هر حال! بدينمعنى كه معامله با خلق خدا معامله با خدا گردد. بايد متوجّه بود كه عيال و اولاد و همسايه و شريك و مأمومين مسجد، همه مظاهر اويند.
ميفرمودند: اگر با مردم يا به فرزندان خود دعوا ميكنى، صورى بكن كه نه خودت اذيّت شوى و نه به آنها صدمهاى برسد. اگر از روى جدّ دعوا كنى، براى طرفين صدمه دارد. و عصبانيّت جدّى، هم براى تو ضرر دارد و هم براى طرف.
ميفرمودند: تو كه از دست مردم فرار ميكنى، براى آنستكه اذيّت آنها به تو نرسد يا اذيّت تو به آنها نرسد؟! صورت دوّم خوب است نه صورت اوّل. و صورتى بهتر نيز هست و آن اينكه خود و آنها را نبينى.
ميفرمودند: فرزندان و اهل بيت را عادت دهيد كه بين الطُّلوعَين بيدار باشند.
اقسام خاطرات از كلام حدّاد
ميفرمودند: خاطرات بر چهار قسم است
: اوّل: الهى، و آن خاطره ايست كه انسان را از خود منصرف و به خدا متوجّه كند، و به قرب او دعوت نمايد