روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) - حسينى طهرانى، سید محمد حسين - الصفحة ١٢١ - بخش چهارمين سفر سوم حقير به أعتاب عاليات در سنه ١٣٨٥ هجريه قمريه
بخش چهارمين: سفر سوّم حقير به أعتاب عاليات در سنه ١٣٨٥ هجريّه قمريّه
چون محلّ خواب و استراحت خانواده و عروسهاى حضرت آقاى حدّاد در منزل اجارهاى اخير، در فصل تابستان منحصر بود در بالاى بام كه بطور معمول أعراب نجف اشرف و كربلاى معلّى شبها را در روى بامهاى مُحَجَّر به صبح مىآورند و امكان استراحت و خواب در اطاقها نيست، و شدّت گرما آنان را ملزم به بيتوته و خوابيدن در مكانهاى بلند بدون سقف ميكند، و در سفر حقير كه در فصل بهار و ماههاى آخر آن بود، در اين منزل اجارى بناچار در روى بام شب را با حضرت آقاى حدّاد صبح مىكرديم، و زنها در اطاقها ميخوابيدند و طبعاً تحمّل ناراحتى مىنمودند، و بام هم منحصر به فرد بود؛ بنابراين حقير بدست آوردم كه: بهتر است در سفرهاى آتيه در فصل غير گرما به أعتاب مقدّسه تشرّف حاصل آيد، تا اهل بيت و خاندان ايشان به ناراحتى نيفتند. اين مطلب را با خود ايشان در ميان گذاردم، و ايشان هم تأييد و تصويب فرمودند.
اين از طرفى، و از طرف ديگر شنيديم آقا امسال قصد حجّ بيت الله الحرام دارند و سفرشان همان ذو القعده و ذو الحجّه را استيعاب ميكند، لهذا در سفر بعدى موقع مسافرت را در فصل غير گرما و براى زيارت رجبيّه و شعبانيّه انتخاب، و چند روز به آخر ماه جمادى الثّانيه سنه ١٣٨٥ هجريّه قمريّه به صوب كاظمين عليهما السّلام حركت كردم، و چند روزى براى زيارت آن إمامَينِ هُمامَين توقّف نمودم و سپس عازم كربلا شدم و در منزل حضرت آقاى حدّاد وارد و روزها و شبها را در محضر مباركشان سپرى مىنمودم