روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) - حسينى طهرانى، سید محمد حسين - الصفحة ١٠٧ - سفر حداد به نجف و تشرف بحضور مرحوم قاضى در مدرسه هندى
مرحوم شيخ زين العابدين مرندى و زهد و ورع ايشان
سفر حدّاد به نجف و تشرّف بحضور مرحوم قاضى در مدرسه هندى
بارى، آقاى حاج سيّد هاشم ميفرمودند: من در كربلا به دروس علمى و طلبگى مشغول شدم، و تا سيوطى را ميخواندم كه چون براى تحصيل به نجف مشرّف شدم، تا هم از محضر آقا (مرحوم قاضى) بهرمند گردم و هم خدمت مدرسه را بنمايم (مدرسه هندى: محلّ اقامت مرحوم قاضى) همينكه وارد شدم ديدم روبرو سيّدى نشسته است؛ بدون اختيار به سوى او كشيده شدم. رفتم و سلام كردم، و دستش را بوسيدم.
مرحوم قاضى فرمود: رسيدى! در آنجا حجرهاى براى خود گرفتم؛ و از آن وقت و از آنجا باب مراوده با آقا مفتوح شد.
حجره ايشان اتّفاقاً حجره مرحوم سيّد بحرالعلوم درآمد. و مرحوم قاضى بسيار به حجره ايشان مىآمدند و بعضى اوقات ميفرمودند: امشب حجره را فارغ كن! من ميخواهم تنها در اينجا بيتوته كنم!