ترجمه كامل الزيارات - ذهني تهراني، سيد محمد جواد - الصفحة ٧٩٦ - باب هشتاد و هشتم فضيلت كربلاء و زيارت امام حسين
اضطراب و بىآرامى در من شدت يافت به حدّى كه نزديك بود (١) روح از كالبدم خارج شود، اين هيئت و حالت را وقتى عمّهام زينب كبرى دختر على بن ابى طالب عليها السّلام از من مشاهده نمود فرمود:
اين چه حالى است از تو مىبينم، اى يادگار جدّ و پدر و برادرم چرا با جان خود بازى مىكنى؟!! من گفتم:
چگونه جزع و بيتابى نكنم در حالى كه مىبينم سرور و برادران و عموها و پسر عموها و اهل خود را در خون خويش طپيده، عريان و برهنه بوده، جامههايشان را از بدن بيرون آوردهاند، بدون اينكه كفن شده يا دفن گرديده باشند، احدى بالاى سرشان نبوده و بشرى نزديكشان نمىشود گويا ايشان از خاندان ديلم و خزر مىباشند؟!! عمّهام فرمود:
آنچه مىبينى تو را به جزع نياورد، به خدا سوگند اين عهد و پيمانى بوده كه رسول خدا ٦ با جدّ (امير المؤمنين ٧) و پدر (سيّد الشهداء ٧) و عمويت (حضرت مجتبى ٧) نموده و خداوند متعال نيز از گروهى از اين امت كه در عداد ستمكاران و سركشان نمىباشند پيمان گرفته است ايشان در بين اهل آسمانها معروف و مشهورند كه اين اعضاء قلم شده را جمع كرده و دفن نموده و اين ابدان و اجسام خون آلود را به خاك سپرده و در اين سرزمين براى قبر پدرت سيد الشهداء نشانهاى نصب كرده كه اثرش هيچ گاه كهنه و مندرس نشده و گذشت شب و روز آن را محو نمىكند، و بسيارى از رهبران كفر و الحاد و ابناء ضلالت و گمراهى سعى در نابود كردن آن مىنمايند ولى به جاى اينكه رسم و نشانه آن از بين رود ظاهرتر و آشكارتر مىگردد.
من پرسيدم:
اين چه عهد و ميثاقى بوده و اين چه حديث و خبرى مىباشد؟