ترجمه كامل الزيارات - ذهني تهراني، سيد محمد جواد - الصفحة ٣٣٢ - صفات آب كوثر
(١) اى كردين توجّه داشته باش تو از كسانى هستى كه از آب آن حوض مىآشامى. و نيست چشمى كه براى ما بگريد مگر آنكه از نعمت نظر نمودن به آب كوثر بهرهمند شده و از آن سيراب مىگردد.
دوستداران ما كه از آب كوثر مىآشامند پس از نوشيدن از آن لذّتى كه برده و طعمى كه چشيده و شهوتى كه در آنها پديد آمده به مراتب بيشتر از لذّت و طعم و شهوتى است كه به ديگران يعنى كسانى كه در مرتبه پائينتر از حبّ ما هستند اعطاء مىگردد.
بر بالاى حوض كوثر امير المؤمنين ٧ ايستاده و در دست مباركشان عصائى از گياه عوسج بوده كه با آن دشمنان ما را منكوب و مضروب مىسازند، يكى از آن دشمنان محضر مباركش عرض مىكند: من شهادتين مىگويم.
حضرت مىفرمايد: نزد امام خود «فلانى» برو پس از او بخواه كه تو را شفاعت كند.
آن شخص مىگويد:
امام من كه نامش را برديد از من تبرّى مىجويد.
حضرت مىفرمايند:
به پشت خود بر گردد و از كسى كه دوستش مىداشتى و بر خلائق مقدّمش مىنمودى طلب شفاعت كن زيرا بهترين خلق نزد تو بايد شفاعت را بكند چه آنكه بهترين مخلوقات كسى است كه شفيع ديگران باشد.
آن شخص مىگويد: از تشنگى مردم.
حضرت به او مىفرمايند:
خداوند تو را تشنهتر كرده و عطشت را زياد كند.
راوى يعنى مسمع مىگويد:
به امام صادق ٧ عرض كردم: فدايت شوم اين شخص چگونه نزديك حوض مىرود در حالى كه غير از امير المؤمنين ٧ احدى بر آن قادر نيست؟