ترجمه كامل الزيارات - ذهني تهراني، سيد محمد جواد - الصفحة ٣١ - باب سوّم زيارت قبر رسول خدا
(١) و بدنبالش به آنچه صلاح و صواب مىدانستند دعاء مىفرمودند و سپس به سنگ سبز باريكى كه نزديك قبر مىباشد تكيه داده و خود را به اين نحو به قبر مىچسباندند، پشت به قبر داده و روى مبارك به قبله مىفرمودند و اين دعاء را مىخواندند:
اللّهم اليك الجأت امرى: بار خدايا قصدم را به جانب تو معطوف داشتم.
و الى قبر نبيّك محمّد ٦ عبدك و رسولك اسندت ظهرى: و پشتم را به قبر پيامبرت حضرت محمّد ٦ كه بنده و فرستاده تو است تكيه دادم.
و القبلة التى رضيت لمحمّد ٦ استقبلت: و قبلهاى را كه براى حضرت محمّد ٦ پسنديدى مقابل خود قرار دادهام.
اللّهم انّى اصبحت لا املك لنفسى خير ما أرجو لها: بار خدايا صبح نمودهام در حالى كه خير آنچه را كه براى خود آرزو دارم مالك نيستم.
و لا ادفع عنها شرّ ما احذر عليها: و نه مىتوانم شرّ و بدى آنچه را كه بر نفس خود مىترسم از آن دفع نمايم.
و اصبحت الامور كلّها بيدك: و صبح نمودهام در حالى كه تمام امور و كارها بدست تو مىباشد.
و لا فقير افقر منّى: و نيازمندى محتاجتر از من وجود ندارد.
إِنِّي لِما أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ: به طور مسلّم و قطع من به آن خيرى كه تو برايم منظور داشتهاى محتاج نيازمند هستم.
اللّهم أردنى منك بخير و لا رادّ لفضلك: بار خدايا خير را از ناحيه خودت به من باز گردان در حالى كه احدى نيست فضل و خير تو را به من برگرداند.
اللّهم انّى أعوذ بك من ان تبدّل اسمى او تغيّر جسمى او تزيل نعمتك عنّى: بار خدايا همانا به تو پناه مىبرم از اينكه نامم را مبدّل ساخته يا جسمم را