ترجمه كامل الزيارات - ذهني تهراني، سيد محمد جواد - الصفحة ٢٨١ - باب بيست و هفتم گريستن فرشتگان بر حضرت حسين بن على عليهما السّلام
كرده كه وى گفت:
ابو عبيده بزّاز از حريز براى ما نقل كرد كه وى به حضرت ابو عبد اللَّه ٧ عرض نمود:
فدايت شوم چقدر ماندن شما اهل بيت در اين دار فانى كم بوده و چقدر اجل شما نزديك است با اينكه تمام اين خلائق به شما احتياج دارند! حضرت فرمودند:
هر كدام از ما صحيفهاى داريم كه در طول مدّت عمر به آنچه نيازمنديم عمل كنيم در آن ثبت و ضبط شده است پس هر گاه آنچه در صحيفه نوشته شده منقضى گشت معلوم مىشود اجل صاحب صحيفه فرا رسيده و در اين هنگام پيامبر اكرم ٦ نزد وى آمده و خبر ارتحالش را اعلام نموده و از آنچه براى او نزد خداست خبر مىدهند و حضرت امام حسين ٧ نيز صحيفهاى را كه داده شده بودند قرائت فرموده و براى آن جناب امورى كه باقى مانده منقضى نمىگرديد تفسير گرديده بود لذا آنچه مىبايد واقع شود واقع گرديد و باقى ماندن اشيائى كه بوقوع نپيوست لذا حضرتش به قتال شتافت پس آن امورى كه باقى مانده بودند اين بود كه فرشتگان از حقتعالى طلب نصرت آن حضرت را كردند و به ايشان اذن يارى داده شد پس ايشان درنگ نموده و خود را آماده براى قتال و كارزار كردند تا آن حضرت به شهادت رسيدند و پس از اين واقعه فرشتگان به زمين فرود آمدند يعنى پس از انقطاع مدّت عمر آن حضرت و به شهادت رسيدن آن جناب و وقتى ملائكه اين واقعه را ديدند به درگاه الهى عرض كردند:
خداوندا به ما اذن هبوط و فرود آمدن به زمين را دادى و اجازه نصرت و يارى آن حضرت را اعطاء فرمودى پس وقتى ما به زمين آمديم كه حضرتش را قبض روح كردهاى؟
خداوند متعال به ايشان وحى نمود كه ملازم قبر آن حضرت بوده تا آن جناب