ترجمه كامل الزيارات - ذهني تهراني، سيد محمد جواد - الصفحة ١٨٣ - باب هفدهم سخن جبرئيل با رسول خدا
حديث پنجم ترجمه:
(١) محمّد بن جعفر قريشى رزّاز از محمّد بن حسين، از محمّد بن سنان، از هارون بن خارجه، از ابى بصير، از حضرت ابى عبد اللَّه ٧ نقل كرده، وى مىگويد:
شنيدم از حضرت امام صادق ٧ كه مىفرمودند:
هنگامى كه حضرت حسين بن على عليهم السّلام نزد رسول خدا ٦ بودند جبرئيل بر رسول خدا ٦ داخل گشت و عرضه داشت:
اى محمّد ٦ آيا وى را دوست مىدارى.
حضرت فرمودند: بلى.
عرض كرد: اين حتمى است كه امّت شما عنقريب او را خواهند كشت.
امام صادق ٧ فرمودند:
رسول خدا ٦ شديدا محزون و غمگين شدند.
پس جبرئيل ٧ عرضه داشت: يا رسول خدا ٦ آيا مىخواهى تربت و خاكى كه وى روى آن كشته مىشود را ببينى؟
حضرت فرمودند: بلى.
پس فاصله بين مجلس رسول خدا ٦ و كربلا فرو رفت به طورى كه اين قطعه با هم متصل شد به اين نحو (سپس امام صادق ٧ براى تصوير كردن اتصال دو قطعه زمين دو انگشت سبابه دستها را به هم متّصل فرمودند).
پس از آن جبرئيل با بالش مقدارى از تربت كربلا را برداشت و رسول خدا ٦ آن را از وى گرفتند سپس جبرئيل به كمتر از چشم به هم زدن برگشت.
و بعد از آن رسول خدا ٦ فرمودند:
چه خوش تربتى هستى و چه خوش كسى است كه در تو كشته مىشود.