ترجمه كامل الزيارات - ذهني تهراني، سيد محمد جواد - الصفحة ١٧٦ - باب شانزدهم در بيان خبر دادن جبرئيل
برده و نماز گزارده و در آخر به سجده رفته پس در آن گريه طولانى نموده سپس سر از آن برداشتند و از ما اهل بيت احدى جرأت نكرد سبب گريه آن حضرت را بپرسد، پس حضرت امام حسين ٧ ايستاده و آهسته آهسته جلو رفت تا خود را به آن جناب رساند و از حضرتش بالا رفت تا به روى رانهاى حضرت قرار گرفت پس سر به سينه رسول خدا ٦، چانه را روى سر آن جناب نهاد سپس عرضه داشت:
اى پدر چرا گريستى؟
رسول خدا ٦ فرمودند: امروز به شما نگريستم بسيار مسرور و خوشحال شدم به طورى كه پيش از آن چنين سرور و نشاطى در من پيدا نشده بود، پس جبرئيل بر من نازل شد و خبر داد كه شما كشته خواهيد شد و قبورتان پراكنده خواهد بود پس خدا را حمد و ستايش كرده و از خدا خير شما را درخواست نمودم.
حضرت سيّد الشهداء ٧ عرض كرد: اى پدر چه كسى قبور ما را زيارت مىكند و با اينكه از هم جدا و متفرقند به سر آنها خواهد آمد؟
حضرت فرمودند: جماعتى از امّتم، و قصدشان از زيارت اين قبور احسان به من مىباشد و من نيز در قيامت به نزدشان حاضر شده و بازوهايشان را گرفته و آنها را از هول و وحشت و گرفتارى آن روز مىرهانم.