بانوى آب و آفتاب: طرحى نو در كتابشناسى حضرت زهرا (س) - سروقامت، حسين - الصفحة ٦٥ - «فاطمه بانوى برتر»/ سيد جعفر شهيدى؛ زندگانى فاطمه زهرا(س)
امروز شما گزيدگان خدا، پشتيبانان دين، و ياوران پيغمبر و مؤمنين و حاميان اهل بيت طاهرينيد! شماييد كه با بت پرستان عرب درافتاديد! و برابر لشكرهاى گران ايستاديد! من آنچه شرط بلاغ است، با شما گفتم. اما مىدانم خواريد و در چنگال زبونى گرفتار. چه كنم كه دلم خونست؟ و بازداشتن زبان شكايت، از طاقت برون! و نيز مىگويم براى اتمام حجت بر شما مردم دون! بگيريد! اين لقمه گلوگير به شما ارزانى، و ننگ و حق شكنى و حقيقت پوشى بر شما جاودانى باد. اما شما را آسوده نگذارد تا به آتش افروخته خدا بيازارد! آتشى كه هر دو فروزد و دل و جان را بسوزد. آنچه مىكنيد خدا مىبيند و ستمكار بزودى داند كه در كجا نشيند. من پايان كار را نگرانم و چون پدرم شما را از عذاب خدا مىترسانم. به انتظار بنشينيد تا ميوه درختى را كه كشتيد بچينيد و كيفر كارى را كه كرديد ببينيد.
پاسخ ابوبكر و جواب زهرا (س)
در آن اجتماع كه نيمى مجذوب و نيمى مرعوب بودند، اين سخنان آتشين كه از دلى داغدار برخاسته چه اثرى نهاده است؟ خدا مىداند.
اما نوشتهاند[١] ابوبكر در آن جمع پاسخ دختر پيغمبر را چنين داد:
- دختر پيغمبر! پدرت غمخوار مؤمنان و بر آنان مهربان و دشمن كافران و مظهر قهر يزدان برايشان بود. اگر نسب او را بجوييم، او پدر تو است نه پدر ديگر زنان. برادر پسر عموى تو است نه ديگر مردان. در ديده او از همه خويشاوندان برتر، و در كارهاى بزرگ او را ياور بود. جز سعادتمند شما را دوست ندارد و جز پستنژاد تخم دشمنيتان را در دل نكارد.
[١]- بلاغات النساء.