بانوى آب و آفتاب: طرحى نو در كتابشناسى حضرت زهرا (س) - سروقامت، حسين - الصفحة ١١٥ - «سرگذشت مهين مام آسمانى»/ سيد احمد علمالهدى؛ زهرا(س) مولود وحى
درجهاى كه فاطمه (س) از نظر معرفت الهى حائز شده است و از آنجا كه خداوند از ناتوانى جسمى او آگاه است، عدهاى از فرشتگان را مأمور خدمتگزارى وى فرموده است.[١]
... در آخرين نفس
اسماء بنت عميس و ام ايمن بر سر بالين زهرا (س) نشسته بودند. زهرا (س) از حال مىرفت؛ چشمان بىفروغش به سقف اطاق دوخته مىشد و دوباره به حال مىآمد. گاهى لبان فاطمه (س) تكان مىخورد و اذكارى را آميخته با آيات قرآن به زبان مىراند.
در يكى از مراحل كه به هوش آمد، لبان زهرا تكان خورد و كلماتى غير از اذكار و آيات قرآن بر زبان راند. گويى از حادثهاى خبر مىدهد. اسماء و ام ايمن سرشان را نزديك دهان فاطمه (س) آورده بودند تا كلمات وى را بشنوند. مشاهده كردند فاطمه (س) در حالى كه چشمها را به درب اتاق دوخته، مىگويد:
«السَّلامُ عَلى رَسُولِ اللّه، السَّلامُ عَلى جِبْرِئيل، اللّهُمَّ مَعَ رِضْوانِكَ وَجَوارِكَ وَدارِكَ دارِالسَّلام»
بار خدايا! با پيامبرت محشورم فرما. بار خدايا! در رضوان و همسايگى خود، مرا مسكن ده. سپس فرمود: اسماء! ام ايمن! آيا آنچه من مىبينم، شما هم مىبينيد؟
گفتند: نه!
فرمود: هم اكنون پيغمبر ٦ و جبرئيل با مركبهاى آسمانى در منزل من فرود آمدند. پدر مىگويد: دخترم! قدم در آن جهان بگذار؛ زندگى آن عالم بهتر از دنياست.[٢]
[١]- ص ١٢٩ و ١٣٠ كتاب.
[٢]- ص ٢٦٩ كتاب.