بانوى آب و آفتاب: طرحى نو در كتابشناسى حضرت زهرا (س) - سروقامت، حسين - الصفحة ٥٨ - «فاطمه بانوى برتر»/ سيد جعفر شهيدى؛ زندگانى فاطمه زهرا(س)
فدك چون با نيروى نظامى گرفته نشد، و مردم با رضايت آن را به پيغمبر بخشيدند، خالصه او به حساب مىآمد. وى نخست درآمد آن را به مصرف مستمندان بنى هاشم، شوى دادن دختران، داماد كردن پسران، و مصرفهاى ديگر مىرسانيد. سپس آن را به دخترش فاطمه داد.[١] اكنون خليفه چنين تشخيص داده است كه پيغمبر به عنوان رئيس مسلمانان در آن مال تصرف مىكرده، نه به عنوان مالك. پس حالا هم حق تصرف در آن با حاكم است، نه با دختر پيغمبر. فاطمه (س) ناچار نزد ابوبكر رفت و گفتگويى چنين ميان آنان رخ داد:
- ابوبكر! وقتى تو بميرى ارث تو به چه كسى مىرسد؟
- زنان و فرزندانم.
- چه شده است كه حالا تو وارث پيغمبرى نه ما؟
- دختر پيغمبر! پدرت درهم و دينارى زر و سيم به جا نگذاشته!
- اما سهم ما از خيبر و صدقه ما از فدك چه مىشود؟
- از پدرت شنيدم كه «من تا زنده هستم در اين زمين تصرف خواهم كرد و چون مُردم مال همه مسلمانان خواهد بود.»[٢]
- ولى پيغمبر در زندگانى خود اين مزرعه را به من بخشيده است!
- گواهى دارى؟
- آرى. شوهرم على ٧ و امُّ ايْمَن گواهى مىدهند.
- دختر پيغمبر مىدانى كهام ايمن زن است و گواهى او كامل نيست. بايد زنى ديگر هم گواهى دهد. يا مردى را گواه بياورى.
و بدين ترتيب فدك به تصرف حكومت در آمد.
اگر فاطمه (س) نزد خليفه وقت رفت و از او حق خود را مطالبه كرد،
[١]- تفسير درّ المنثور، ج ٤، ص ١٧٧؛ تفسير ابن كثير، ج ٣، ص ٣٦.
[٢]- فتوح البلدان، ج ١، ص ٣٦؛ انساب الاشراف، ص ٥١٩.