بانوى آب و آفتاب: طرحى نو در كتابشناسى حضرت زهرا (س) - سروقامت، حسين - الصفحة ٢٢٣ - «كشتى نجات بر ساحل حيات»/ سيد مهدى شجاعى، كشتى پهلو گرفته
حضرت و ذكر اشعار عربى مبادرت ورزيده و ترجمه آن را يا در اصل متن آورده يا به پاورقى ارجاع داده است. به نظر مىرسد اين امر از طلاقت بيان و رشاقت نثر روان كتاب مىكاهد. شايد بهتر آن بود كه با توجه به سليقه مخاطب چنين نوشتهاى و اقتضاى سنى و فكرى او، همان روال معمول كتاب ادامه مىيافت و ترجمه اين عبارات در متن گنجانده مىشد. (ص ١٢٨، ٥٥، ٦٩، ٧٠، ٥١ و ... كتاب)
* هرچند در كتاب حاضر به وفور از زبان كنايه و تعريض استفاده شده است. اما بيان ترجمه فارسى خطبههاى حضرت بهصورت كاملًا مستقيم در اين مبنا خلل ايجاد مىكند. ضمن آنكه تجربه نشان داده است، چون خواننده چنين متنهايى خود را براى شنيدن حرفهاى مستقيم آماده ننموده، وقتى به اين موارد بر مىخورد، بسرعت از آنها رد مىشد و مىگذرد. در حالى كه در كتابهاى تحقيقى كه خواننده براى ورود به چنين عرصهاى به ميدان آمده، چنين روشى كاملًا بجا و پسنديده است. (ص ٩٦ تا ٩٩ كتاب)
* وقايع مهم تاريخى علاوه بر ارزش مستقل خويش، به راويانى كه آنها را روايت مىكنند، نيز بستگى تمام و كمال دارند. بهعنوان مثال اگر از روايت معروف و مهم حضرت رضا ٧ كه در جمع مردم نيشابور فرمودند: «كَلِمَةُ لا الهَ الّا اللّه حِصْنى، فَمَنْ دَخَلَ حِصْنى امِنَ مِنْ عَذابى»[١] بهعنوان حديث «سلسلة الذهب» نام مىبرند، بهخاطر آن است كه تمام راويان آن به زينت «عصمت» مزين بوده و راوى غير معصوم در سلسله سند آن نيست.
اگر اينگونه است، چرا نويسنده محترم بايستى حكايت غصب فدك
[١]- زندگانى حضرت امام على بن موسى الرضا، عماد زاده، انتشارات گنجينه و نشر محمد، چاپ دوم، ١٣٦١، ص ٢٧.