بانوى آب و آفتاب: طرحى نو در كتابشناسى حضرت زهرا (س) - سروقامت، حسين - الصفحة ٢٠٨ - «كشتى نجات بر ساحل حيات»/ سيد مهدى شجاعى، كشتى پهلو گرفته
نويسنده پس از بيان اين مقدمه كوتاه اما پر جذبه سراغ متن مىرود؛ در چهاردهفصل، به تعداد چهاردهمرواريد ناب صدف عصمت و طهارت و در هر فصل زبانى مىشود براى بيان لطايف زندگى بزرگبانوى مكرم.
مرورى بر اين چهارده فصل ما را با حال و هواى كتاب آشنا مىكند. آنگاه به نقد و بررسى موجز كتاب خواهيم پرداخت و بسان نقّادى بىطرف سنگ محك خواهيم آورد و باقى ماجرا!
مرورى كوتاه بر فصول كتاب
فصل اول حكايت پيامبر است با دختر خويش؛ شرح احوال پدر با دخترى كه «امّ ابيها» لقب گرفت. همان دخترى كه وقتى رسول اكرم از او سخن مىگويد، تعبيرى به كار مىبرد كه درباره هيچكس نگفته است؛ و من اگر به جاى نويسنده بودم، قطعا مقدمه كتاب خويش را به اين عبارت زيبا زينت مىكردم:
«لَوْ كانَ الْحُسْنُ شَخْصا لَكان فاطِمَةُ، بَلْ هِىَ اعْظَمُ. انَّ فاطِمَةَ ابْنَتى خَيْرُ اهْلِ الْارْضِ عُنْصُرا وَ شَرَفا و كَرَما»[١]
اگر زيباييها و نيكيها در وجود انسان تجلى مىيافت، هر آينه آن انسان فاطمه (س) بود. بلكه او برتر است. همانا دخترم فاطمه از نظر سرشت، شرافت و كرامت، برترين اهل زمين است.
پيامبر در اين مجال كوتاه از مقدماتى مىگويد كه با يكديگر آميختند تا فاطمه پاى بر اين عالم خاكى گذارد. از خلوت دوست داشتنى خود در غار حرا و چلّه نشينى در آن سكوت زيبا و دروى و عزلت از خديجه براى ديدار با آفريدگار و آغازين كلمات وحى و شور و شعف خديجه در شنيدن پيام وحى ...
[١]- فرائد السمطين، ص ٦٨.