بانوى آب و آفتاب: طرحى نو در كتابشناسى حضرت زهرا (س) - سروقامت، حسين - الصفحة ٢٢٠ - «كشتى نجات بر ساحل حيات»/ سيد مهدى شجاعى، كشتى پهلو گرفته
اين كتاب سوگنامهاى منثور و پرجاذبه است كه در نوع خود، اگر نگوييم بىنظير، لااقل كم نظير است.
اگر سلانه سلانه و آهسته به نهانگاه تاريخ سرى بزنيم، در بدو ورود، موسيقى سحرانگيزى خواهيم شنيد با تكنوازى ملك مقربى كه بشارتگونه بر گوش جان محمد ٦ نويد مىدهد به تولد فاطمه ... و اين نقطه ثقل عالم است و به دنبال آن جوشش چشمههاى گشايش و بركت، و عفو و بخشودگى و رحمت خدا بر گناه آدم و آدميان!
آنچه در اين كتاب به ظرافت و با احساسى سرشار ترسيم شده است.
* استفاده از سبك و سياق ويژهاى كه ابتكار نويسنده محترم است، از نقاط مثبت ديگر كتاب به شمار مىآيد. «كشتى پهلو گرفته» از الزامات گريزناپذير و بيرحمانه زندگى كوتاه و پر مرارت فاطمه مىگويد و به دور از هرگونه پيچيدگى به محمد و خديجه و على و فرزندان و كنيزان او، و حتى خود فاطمه، مجال توصيف فاطمه را مىدهد.
عنان مدح و ثناى فاطمه را به كسانى مىدهد كه آنان از فاطمهاند و فاطمه نيز از آنان.
و در پايان، آسمان نيز كه محمل عرش خداست، به زمين كه زندان رنج و سختى فاطمه است، از فاطمه مىگويد، با دنيايى فخر و مباهات!
براى نويسنده تفاوت نمىكند كه گوينده چه كسى است و شنونده چه كس؛ يا حتى پيرامون چه موضوعى سخن گفته مىشود او حرفهاى خود را مىزند. مستقيم و غير مستقيم؛
براى او مهم است كه:
اولًا اطرافيان فاطمه را در لابلاى سخنانشان معرفى كند و با ظرافت تمام شخصيت و ويژگيهاى آنان را از زواياى گوناگون زندگىشان بنماياند.