بانوى آب و آفتاب: طرحى نو در كتابشناسى حضرت زهرا (س) - سروقامت، حسين - الصفحة ٢٩ - «فاطمه، كوثر هميشه جارى پيامبر»/ عبدالكريم بىآزار شيرازى؛ پاره پيامبر
بودند، چنان كه گفته مىشود حضرت داوود وقتى ذريهاش به وى عرض شد، چهل سال از عمر خود را به فرزندش بخشيد و چون عمرش به سر رسيد خوشش نيامد و به جزع پرداخت و گفت هنوز چهل سال از عمر من باقى است. به وى گفتند تو آن را به فرزندت بخشيدى و او انكار كرد. و نوح كه عمرش از همه پيامبران طولانىتر بود و در حدود ٩٠٥ سال در اين دنيا زندگى كرد، وقتى اجلش رسيد از او پرسيدند دنيا را چگونه ديدى؟ گفت مانند خانه دو درى كه از درى وارد و از درى خارج مىشوند. و روايت شده كه حضرت ابراهيم ٧ از خدا خواسته بود كه او را نميراند تا اينكه خود درخواست كند. و حضرت موسى وقتى با فرشته مرگ ديدار كرد، سخت ناراحت شد بطورى كه آن فرشته به خدا عرضه داشت: خدايا، مرا به سوى بندهاى فرستادهاى كه مرگ را دوست ندارد.
اما فاطمه زهرا (س) با اينكه جوانى كم سن و سال است و كودكانى صغير و شوهرى كريم دارد، وقتى پدرش از مرگ خود به او خبر مىدهد گريان مىشود و به مجرد اينكه پدر او مىگويد تو نخستين كسى هستى كه به من ملحق مىشوى، خندان مىشود.[١]
اين نشان دهنده عظمت روح خداجوى اين بانوى جوان است كه ديدار با خدا و پيوستن به پيامبر خدا را بر دنيا و شوهر و فرزندان و جوانى ترجيح مىدهد و نه تنها حاضر است جان خود را به جان آفرين تسليم كند بلكه بسيار خوشنود و خندان و بهترين الگو و نمونه مسلمات است.[٢]
هفتاد و پنج روز مراوده جبرئيل با فاطمه (س)
[١] - صحيح مسلم، ج ١٦، ص ٥، باب فضايل فاطمه رضى اللّه عنها.
[٢] - ص ٢٦ و ٢٧ كتاب به نقل از كشف الغمة فى معرفة الائمه، ج ١، ص ٤٥٤ و ٤٥٥.