بانوى آب و آفتاب: طرحى نو در كتابشناسى حضرت زهرا (س) - سروقامت، حسين - الصفحة ١٢٦ - «فاطمه زهرا(س) صاحب ولايت كبرى»/ علامه امينى(ره)؛ فاطمه زهرا(س)، مقدمه و پاورقى و تعليقات از محمد امينى نجفى
مادرم غذا را در ظرفى روى چراغ مىگذاشت كه ايشان پس از مطالعه صرف كنند، ولى صبح كه ما مىرفتيم، مىديديم غذا به همان حالت روى چراغ مانده و از بين رفته است.
طبع والا
ايشان پيوسته با وضو بود، رو به قبله به روى حصير مىنشست، روزى ١٠- ١٢ ساعت كار مىكرد و وجوهات از كسى قبول نمىكرد. وقتى كتابخانه را مىساخت، در حالى كه سخت به پول نيازمند بود، تاجرى از اهل آذربايجان كه مقيم تهران بود، به نجف آمد و گفت: اگر امينى به خانه من بيايد بيست هزار تومان نزد من دارد.
ولى ايشان با اينكه در كمال نياز بود، به خانه او نرفت و فرمود: اگر اين شخص علاقهمند به كار و كتابخانه من باشد، خود بايد بيايد و من نزد او نمىروم.
باقيات صالحات
پدر مرحوم امينى علاقه مفرطى به فرزندش علامه داشت و به ايشان مىگفت: هنگامى كه من مُردم و مرا دفن كردند، در جواب ملائكه خواهم گفت كه من عبدالحسين را دارم.
علامه امينى گفتند: اين چگونه جوابى است؟
پدر ايشان فرمود: به اينها مىگويم من عمرى زحمت كشيدم، خلاصهاش اين امينى است كه كتاب الغدير را نوشته است. من پدر او هستم. مرا به پسرم ببخشيد و با او محشور داريد.
غيرت دينى
وقتى مرحوم علامه امينى از تبريز به نجف بازگشت و در صدد تكميل تفسير خود بود، كتابى تحت عنوان شيعه در مصر انتشار يافت كه در آن حملات ناروايى به شيعه و علماى شيعه شده بود. مؤلف كتاب