بانوى آب و آفتاب: طرحى نو در كتابشناسى حضرت زهرا (س) - سروقامت، حسين - الصفحة ٦٩ - «فاطمه بانوى برتر»/ سيد جعفر شهيدى؛ زندگانى فاطمه زهرا(س)
آنجا كه فرود آمد نگاه جبرئيل امين است. و برعهده على كه عالم به امور دنيا و دين است. به يقين كارى كه كردند خسرانى مبين است. بخدا على را نپسنديدند، چون سوزش تيغ او را چشيدند و پايدارى او را ديدند. ديدند كه چگونه بر آنان مىتازد و با دشمنان خدا نمىسازد.
به خدا سوگند، اگر پاى در ميان مىنهادند، و على را بر كارى كه پيغمبر به عهده او نهاد مىگذاردند، آسان ايشان را به راه راست مىبرد. و حق هر يك را بدو مىسپرد، چنانكه كسى زيانى نبيند و هر كس ميوه آنچه كشته است بچيند. تشنگان عدالت از چشمه معدلت او سير و زبونان در پناه صولت او دلير مىگشتند. اگر چنين مىكردند درهاى رحمت از زمين و آسمان بهروى آنان مىگشود. اما نكردند و بزودى خدا به كيفر آنچه كردند آنان را عذاب خواهد فرمود.
بياييد! و بشنويد! شگفتا! روزگار چه بوالعجبها در پس پرده دارد و چه بازيچهها يكى از پس ديگرى برون مىآرد. راستى مردان شما چرا چنين كردند؟ و چه عذرى آوردند؟ دوست نمايانى غدّار. در حق دوستان ستمكار و سرانجام به كيفر ستمكارى خويش گرفتار. سر را گذاشته و دُم چسبيدند. پى عامى رفتند و از عالم نپرسيدند. نفرين بر مردمى نادان كه تبهكارند و تبهكارى خود را نيكوكارى مىپندارند.
واى بر آنان. آيا آنكه مردم را به راه راست مىخواند، سزاوار پيروى است، يا آنكه خود راه را نمىداند؟ در اين باره چگونه داورى مىكنيد؟
به خداى سوگند، آنچه نبايد بكنند كردند. نواها ساز و فتنهها آغاز شد. حال لختى بپايند! تا بخود آيند، و ببينند چه آشوبى خيزد و چه خونها بريزد! شهد زندگى در كامها شرنگ و جهان پهناور بر همگان تنگ گردد. آن روز زيانكاران را باد در دست است و آيندگان به گناه رفتگان گرفتار و پاى بست.