بانوى آب و آفتاب: طرحى نو در كتابشناسى حضرت زهرا (س) - سروقامت، حسين - الصفحة ١١٦ - «سرگذشت مهين مام آسمانى»/ سيد احمد علمالهدى؛ زهرا(س) مولود وحى
بايستهها و شايستهها
قصهپردازى و داستانسرايى يكى از بهترين شيوههاى جذب مخاطب براى بيان پيامهاى ارزشمند شمرده شده است. قرآن كريم نيز در بسيارى از موارد براى القاى سخن خويش از زبان قصه بهره مىگيرد و داستانهاى گذشتگان را موجب عبرت هوشمندان مىداند.[١]
از سوى ديگر اقبال و توجه عمومى نسل جوان به رُمان و داستان بلند امرى است كه امروزه از ديد خبرگان فن پوشيده نيست. نوشتهاى كه در عناصر اصلى خويش همچون نمايشى شيوا و گويا پىريزى مىشود و همواره بيش از هر روش ديگرى برانگيزاننده احساسات، هيجانات و عواطف بشرى است و بسترى مناسب براى اثرگذارى تلقى مىشود. در اثر حاضر نيز به هوشمندى ويژهاى برمىخوريم كه از جريانى زيبا، رمانى جذاب و خواندنى ساخته است.
در اثر حاضر همچنين مختصات قصه به خوبى رعايت شده و شيوه معرفى شخصيتها و بطور كلى شخصيتپردازى نيز با مهارت صورت پذيرفته است.
نويسنده در اين ماجرا با عنايت به حس شيفتگى عموم به قصه هاو داستانها، سعى كرده نكات پرورشى و تربيتى را بخوبى و زيركى در داستان خويش تعبيه نموده و بسان آموزشگرى كه در صدد مستقيمگويى در سخن خويش نيست، لطايف و ظرايفى را با بيان شيواى خويش براى خواننده بازگو كند. اين عوامل باعث موفقيت كار شده و به اين كتاب ارزش و اعتبار بخشيده است.
شيوه رماننويسى در ثبت وقايع تاريخى خود داراى امتيازاتى است
[١]-« لَقَدْ كانَ فى قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِاولِى الْالْبابِ»- سوره يوسف، آيه ١١١.