بانوى آب و آفتاب: طرحى نو در كتابشناسى حضرت زهرا (س) - سروقامت، حسين - الصفحة ٦٢ - «فاطمه بانوى برتر»/ سيد جعفر شهيدى؛ زندگانى فاطمه زهرا(س)
رساند و آنان را از عذاب الهى ترساند. فرق و پشت مشركان را به تازيانه توحيد خست. و شوكت بت و بت پرستان را در هم شكست.
تا جمع كافران از هم گسيخت. صبح ايمان دميد. و نقاب از چهره حقيقت فرو كشيد. زبان پيشواى دين در مقال شد و شياطين سخنور لال. در آن هنگام شما مردم بر كنار مغاكى از آتش بوديد خوار و در ديده همگان بىمقدار. لقمه هر خورنده. و شكار هر درنده. و لگدكوب هر رونده. نوشيدنيتان آب گنديده و ناگوار. خوردنيتان پوست جانور و مردار. پست و ناچيز و ترسان از هجوم همسايه و همجوار. تا آنكه خدا با فرستادن پيغمبر خود، شما را از خاك مذلت برداشت و سرتان را به اوج رفعت افراشت.
پس از آن همه رنجها كه ديد و سختى كه كشيد. رزم آوران ماجراجو، و سركشان درنده خو. و جهودان دين به دنيا فروش و ترسايان حقيقت نانيوش، از هر سو بر وى تاختند. و با او نرد مخالفت باختند.
هر گاه آتش كينه افروختند، آن را خاموش ساخت و گاهى كه گمراهى سربرداشت يا مشركى دهان به ژاژ انباشت، برادرش على را در كام آنان انداخت. على ٧ بازنايستاد تا بر سر و مغز مخالفان نواخت و كار آنان را با دم شمشير بساخت.
او اين رنج را براى خدا مىكشيد و در آن خشنودى پروردگار و رضاى پيغمبر را مىديد و مهترى اولياى حق را مىخريد. اما در آن روزها شما در زندگانى راحت آسوده و در بستر امن و آسايش غنوده بوديد.
چون خداى تعالى همسايگى پيمبران را براى رسول خويش گزيد، دو رويى آشكار شد و كالاى دين بى خريدار. هر گمراهى دعوى دار و هر گمنامى سالار. و هر ياوهگويى در كوى و برزن در پى گرمى بازار. شيطان از كمينگاه خود سر برآورد و شما را به خود دعوت كرد و ديد چه